قالب وبلاگ

مثل ستاره اى سرگردان، گرد مزارت مى گردم؛
زمین امشب از انبوه تیرها، خون آلود است.
تو کدامین عهد را روز ازل بسته اى که حتى مزارت،
حتى کفنت،
آماج ستم ستمگران است؟

بغض گلویم را در بغض غیرت عباس گم کرده ام و اشک خون آلودم را سپر اشک باران زینب (س) نموده ام.
چه کرده اى با ظلم که ظالمان با کشتنت هم آرام نمى گیرند؟!

چه کرده اى با جور که جائران، جسم بى جانت را، حتى مزارت را نیز برنمى تابند؟!
اى مبارز بى هیاهوى آل محمد!
در سوگ تو اشک، ارثیه زمین باد!

سردار مظلوم؛
سکوت، سایه بر ذوالفقار کلامت نینداخت و صلح، شمشیر فکرت را به نیام نکشاند...
نامت بر جریده تاریخ، سرور آزاد مردان ماند.
جانم فداى سال هاى غربت تو که از طعنه دوستان و شماتت دشمنان، رویت به زردى گرایید...

سردار مظلوم عشق! جز تو، کدامین سردار، در مأمن خانه اش آماج ستیز دشمنان شد و کدامین دلاور چون تو، به تیغ توطئه کشته شد؟!
عشق بى فرجام شیعه که اشک ها تا ابد سراغ در خانه تو مى گیرند
و ناله ها تا حشر، هم آواى سوگواران تواند،
بعد از تو مباد خنده بر اهالى کوچه بنى هاشم!
بعد از تو مباد زندگى بر مردمى که در صلحت چانه چون عجوزه ها زدند!

پس از تو...
افسانه گویان عرب از تو خواهند سرود، آن هنگام که بادهاى شمالى به سوگوارى تو مى آیند.
پسر فاطمه!
جگر پاره ات قصه گوى افسانه هاى خونین عرب خواهد ماند تا آواز کودکان غم در بادیه هاى حجاز باشد و مویه کولیان و آوارگان دشت هاى خشک عراق.
مدینه بى تو عزاخانه اى بیش نیست اى برادر حسین!
یتیمان، بعد از تو معنى کرامت و سخاوت را نخواهند فهمید...

نوشته ای از : حسین امیرى
اشارات ، اسفند ۱۳۸۶، شماره ۱۰۶

[ ۱٠ دی ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
نقل خبر و مطلب از وبلاگ،‌ با درج نام وبلاگ کانون اقامه نماز "طه" بلامانع است
لینک دوستان
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ایجاد خبرنامه ایمیلی