قالب وبلاگ

دوباره جمعه شد...
دوباره عصر جمعه شد...
دوباره آسمان دلش گرفت...
دوباره آفتاب، عصر جمعه، گرد و غبار شرمندگی گرفت...
دوباره...
خدای من پس کی این دوباره ها، چندباره ها وهزاران هزار باره ها تمام می شود...
این چندمین جمعه است که تمام کائنات به امید ظهورش دل خوش بوده اند و باز...

والبته ما چه کرده ایم؟!
نمی دانم آیا جز عقب انداختن تاریخ آمدنش کار دیگری هم از من بر می آید یا نه!
چقدر بگویم عاشقم و باز گناه و تکرار گناه و گناه و گناه و گناه...
خداوندا پس به چه کار آید این وجود؟؟؟

اگر قرار است با هر نفسم لحظه ای به غیبت بیفزایم به چه کارآید این نفس زدن های من؟
"خداوندا ما حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم اما به اندازه ی ساده ترین دوستانمان هم چشم به راه آمدنش نیستیم"

امام من!

روسیاهم...

دستم را خودت بگیر که جز تو نه کسی پرونده ی سیاه مرا هر هفته ورق می زند و نه کسی غم وغصه ی این بار گناه من را می خورد...

و وای برمن که دل نازنینت از آنچه کرده ام، به درد آمده است...

[ ۱٧ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
نقل خبر و مطلب از وبلاگ،‌ با درج نام وبلاگ کانون اقامه نماز "طه" بلامانع است
لینک دوستان
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ایجاد خبرنامه ایمیلی