قالب وبلاگ

از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم پرسیدند: چرا پیش از نماز اذان و اقامه مستحب است، ولی در مورد عبادات دیگر چنین نیست؟
حضرت فرمود: به خاطر این که نماز، شبیه حالتهای مختلف انسان در قیامت است. 

* اذان به «نفخه اول» شباهت دارد؛
که با نفخه اول (و دمیدن اسرافیل در صور) همه مردم می میرند و از همین جاست که نشستن و سجده کردن بعد از اذان، مستحب است (سجده اشاره به مرگ و بازگشت انسان به خاک و زمین است)

* و اقامه نماز شبیه «نفخه دوم» است؛
(که با دمیدن اسرافیل در صور، در مرتبه دوم، مردگان زنده می شوند) که خدای متعال فرمود: «وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ المُنادِ مِن مَّکانٍ قَرِیبٍ» (1)"و گوش فراده و منتظر روزی باش که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد"

* و قیام در نماز مانند برخاستن مردم از قبرهاست؛‌
چنان که فرمود: «یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ العالَمِین» (2) "روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند".

* و بلند کردن دستها هنگام تکبیرة الاحرام، شبیه دست دراز کردن برای گرفتن نامه اعمال در قیامت است؛
که خدای بزرگ فرمود: «إِقْرأْ کِتابَکَ کَفی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسیباً» (۳) " و به او میگوییم کتاب را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خویش باشی."

* و رکوع نماز، به خضوع خلایق در پیشگاه خالق شباهت دارد؛
چنانکه فرمود: «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ» (۴) 
"و (در آن روز) همه چهره ها در برابر خداوندِ حیّ قیّوم، خاضع می شود."

* و سجودِ نماز، شبیه سجود بندگان برای خدای جهان (در قیامت) است که فرمود:
«یَوْمَ یُکشَفُ عَن ساقٍ وَ یُدْعَوْنَ اِلَی السُّجُودِ» (۵) 

"(به خاطر بیاورید) روزی را که ساق پاها (از وحشت) برهنه میگردد و دعوت به سجود می شوند. "

 * و تشهّدِ نماز شباهت دارد به زانو زدن خلایق در پیشگاه خدای متعال در روز قیامت. (۶)


پی نوشت :
شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
۱) سوره ق (۵۰)، آیه ۴۱٫
۲) سوره مطففین (۸۳)، آیه ۶٫
۳) سوره اسراء (۱۷)، آیه ۱۴٫
۴) سوره طه (۲۰)، آیه ۱۱۱٫
۵) سوره قلم (۶۸)، آیه ۴۲٫
۶) اسرار الصلوة، ص ۴۰ – ۴۱

عکس از : ایمان رجبی

[ ٢٥ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 مولود نزدیک ترین نام به خدا، سفینه عشق، «حسین بن علی» علیه السلام؛

اسطوره وفا و طوفانی ترین دریای عشق،«عباس بن علی»علیه السلام؛

سید ساجدان و سرحلقه عارفان٬ «علی بن حسین» علیه السلام؛ 

شبیه ترین صورت به رحمه العالمین، «علی اکبر» علیه السلام ٬

و در پایان نماد عشق و انتظار، تک سوار دشت انتظار،«مهدی» عج الله تعالی فرجه الشریف، یگانه منجی عالم ما، موعود زمان و ساحل نجات هستی. ...

و اینک ما خسته دلان دشت انتظار چشم براه منجی زمان نشسته ایم...

باشد تا در این ماه چشمان انتطارمان به ظهورش روشن گردد. 

اعیاد شعبانیه بر تمام شیعیان جهان مبارک باد

 

[ ۱۱ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۳:٤٧ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

امام حسین (ع) آزاد مرد تاریخ بشریت 

نیمه رها کردن اعمال حج در سال 61 هجری قمری به خاطر واهمه از احتمال جنگ و خونریزی در حرم امن الهی و حرکت به سوی سرزمین عراق به علت اعلام آمادگی مردم آن وادی ، آن هم با زن و فرزند از سوی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و به راه انداختن کاروان عشق و حماسه در کربلای معلی خود مجالی دیگر می طلبد که باید در محرم به آن پرداخت. 
ولی حسین(ع) واژه ای است که هر راد مردی در طول تاریخ با آن آشناست و محبت شیعه به این واژه و شجاعت و الگو بودن آن خود بایسته و شایسته است که نسل سوم انقلاب با خصوصیات آن بیش از پیش آشنا تر می شود. 
و چه زیبا معصوم (ع) گفت که عشق به ابا عبدالله (ع) آتشی است که در دل شیعیان نهادینه شده و هیچ گاه و با هیچ ابزاری خاموش نمی شود. 
و گوشه ای از این علاقه به حسین و آرمان های او را می توان تنها در محرم و صفر در میان جوانان این مرز و بوم دید گه چگونه شعله می کشد و هر پیر و جوانی را نا خواسته وارد دستگاه عظیم ولایی می کند و آنچنان او را از خود بیخود می کند که هیچ واژه ای را یارای به تصویر کشیدن آن نمی باشد. 

و با تو بگویم از کاروان عشق در کربلا . . . 

اینجاست که خود بخود یاد جمله زیبای سید شهیدان اهل قلم استاد ادب و هنر و شهادت ، شهید مرتضی آوینی می افتم که می گفت " و تو ای برادر بگو که از کدامین قبیله ای؟ آنجا که هل من ناصر حسین به گوش می رسد و امام زمانت صلای نصرت می خواند ، تو برادر بگو که از کدامین قبیله ای؟ " 
گویند که شروع مقطع تاریخ اسلام از هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه نیست بلکه از غروب کاروان عاشورایی حسین (ع) در کربلا ، اسلام معنی و ماهیت ناب خود را گرفت و همان شد که نبی مکرم (ص) در راه تحققش جانفشانی ها کرد. 
و اگر واقعه کربلا اتفاق نمی افتاد امروز نام و اثری از اسلام ناب محمدی قطعا" نمی بود و شاید دیگر هیچ یادی از شیعه نیز وجود نداشت ولی محرم که می آید این نام و یاد حسین (ع) و یارانش است که بر زبان هر پیر و جوان می افتد و لعنت آنهاست که بر یزید و یزیدیان جاری می شود. 

و اما عباس تنها واژه زیبای وفاداری ... 

و تو چگونه می توانی دریابی که عشق و حماسه دو برادر به هم ، چگونه در یک نبرد نمایان می شود آنجا عباس برادر را برادر خطاب می کند زیباترین تابلوی عشق و محبت در عین سربازی در رکاب ولی نمودار می شود. 
عباس یعنی چهره همیشه عبوس برای دشمنان دین و یعنی شکست ناپذیر برای مشرکان . 
تنها دستان قلم شده سردار رشید اسلام و علمدار کربلاست که فردای قیامت به داد شیعیان و مسلمانان آزاده خواهد رسید.

ولی سجاد (ع) امام العارفین و ساجدین است 

حضرت سجاد (ع) ساجد و عابدی است که گریه های با سوز و آه او برای غربت و شهادت پدر ، به گواه مورخان و تاریخ نویسان حقیقتی است که نه تنها در احیای واقعیات عاشورا و مظلومیت شهادت امام شیعیان تاثیر فراوانی داشته بلکه در قیام های مختار و توابین پس از آن که برای خونخواهی شهدای کربلا بوده ، بی نقش نبوده است. 
و امام سجاد (ع) مریض مصلحتی واقعه کربلاست که به چشم خود همه اتفاقات ناگوار آن روز و پرپر شدن عزیزان خود را به چشم دید. 
و اما مگر می شود که از کربلا گفت ولی یادی از اسطوره صبر و استقامت و از پیام آور حماسه حسینی ، حضرت زینب (س) به میان نیاورد ، چرا که اگر زینب نبود کربلایی برای ما نمی ماند و صد البته که سخن از مقام و عظمت زینب کبری (س) گفتن مجال دیگری می طلبد که باید به آن پرداخت.

مردانی می آیند که دستانشان بوی کرامت، پیشانی شان بوی بندگی و گام هایشان، ندای ایستادگی سر می دهند. بهار به حیرت می ایستد، باد سجده می کند و خورشید، شکرانه می دهد....

[ ۱٠ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۳:۳۱ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که وقتی خدای ناکرده مرتکب گناهی شده باشید، آن را کوچک بدانید و خودتان را توجیه کنید!
آیت الله مجتبی تهرانی در این باره اینطور می گویند:

«هیچ گناهی را کوچک نشمارید و به کوچکی آن نگاه نکنید، بلکه نگاه کنید ببینید مخالفت چه کسی را کرده اید. شاید غضب خدا در همین گناه باشد. از آن طرف، هیچ عبادتی را هم کوچک نشمارید، شاید که رضایت خدا در همین عبادت باشد. اگر دست شخص نابینایی را می گیرید و از این طرف خیابان به آن طرف می برید، نگویید این که چیزی نیست، یک وقت می بینید که همین کار کوچک شما را بهشتی کرد»

[ ۸ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

تویی هم مصطفی و هم محمد! تو را در آسمان نامند احمد!

تو کانونِ صفا! مَردِ یقینی! تو عین رحمه للعالمینی!

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک !

سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر !

[ ٦ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱٧ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 زکریّا بن آدم - که یکى از بزرگان شیعه و مورد توجّه خاصّ ائمّه اطهار علیهم السلام بوده است - به نقل از گفتار بعضى دوستانش حکایت نماید:

روزى در مدینه منوّره کنار قبر مطهّر رسول خدا صلى الله علیه و آله به همراه بعضى افراد نشسته بودیم ، که ناگهان متوجّه شدیم امام موسى کاظم سلام اللّه علیه دست فرزندش ، حضرت رضا علیه السلام را گرفته و به سمت ما مى آمد، چون وارد مجلس ما گردید و فرمود: آیا مى دانید من چه کسى هستم ؟
عرض کردیم : یاابن رسول اللّه ! شما موسى ، فرزند جعفر بن محمّد علیهما السلام هستى .
حضرت فرمود: این فرزند را مى شناسید؟
گفتیم : بلى ، او علىّ، پسر موسى ، پسر جعفر صادق - صلوات اللّه علیهم مى باشد.
آن گاه امام علیه السلام افزود: تمامى شما گواه و شاهد باشید، که من او را وکیل خود در زمان حیاتم ؛ و نیز وصىّ و جانشین خود پس از آن که از دنیا بروم ، قرار دادم (۱)
همچنین علىّ بن جعفر حکایت کند:
روزى در محضر برادرم امام موسى بن جعفر علیه السلام بودم و او را حجّت خداوند متعال پس از پدرم ، در روى زمین مى دانستم .
ناگهان فرزندش ، علىّ علیه السلام وارد شد و برادرم فرمود: این فرزندم ، علىّ صاحب و پیشواى تو خواهد بود؛ و همان طور که من جانشین پدرم هستم ، او نیز جانشین من مى باشد، خداوند تو را ثابت قدم و پایدار نگه دارد.
من گریان شدم و با خود گفتم : برادرم با این سخنان ، خبر از مرگ و رحلت خود مى دهد.
ناگاه امام علیه السلام اظهار نمود: برادرم علىّ! مقدّرات الهى باید انجام پذیرد، همانا حضرت رسول ، امیرالمؤمنین ، فاطمه ، حسن و حسین (صلوات اللّه علیهم اجمعین ) الگوى تمام انسان ها بوده و هستند و من نیز تابع و پیرو ایشان خواهم بود.
علىّ بن جعفر افزود: این سخنان را برادرم ، امام موسى کاظم علیه السلام سه روز پیش از آن که هارون الرّشید در دوّمین مرحله او را به بغداد احضار نماید، بیان فرمود.(۲)

منابع:

1- کفایة الا ثر: ص 268
2-  ثبات الهداة : ج 4، ص 241، ح 54


[ ٤ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

چه روز باشکوهی است سوم خرداد، روزها و شب‌های منتهی به آن، سراسر خاطره و نیایش است و چه باشکوه که نخل‌ها همچنان ایستاده‌اند؛ نخل‌ها هنوز ایستاده‌اند تا مقاومت را به رخ تاریخ بکشند، کارون همچنان جریان دارد تا رفتن و پیوستن را متجلی سازد.
نخل‌ها هنوز ایستاده‌اند تا ما بدانیم مردان و زنان این سرزمین چگونه از خود عبور کردند...
خدایا سزاوارست اگر ستاره‌ها یکی یکی بر زمین آیند تا در برابر عظمت فرزندان این خاک کرنش کنند...

حماسه سوم خرداد تجلی ربانی رهروان نور است. این روز، روز فتح ارزش ها است؛ ارزشهایی که برای تثبیت آن جان‌های معزز و معظمی نثار شد...

سلام و درودت باد، خرمشهر! آزادیت مبارک و آزادگیت جاویدان باد!

یاد همه شهدا به ویژه شهدای سوم خردادِ خرمشهر گرامی باد.

[ ۳ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۳:۳٧ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

مقام محمود چنانکه از لفظش پیداست معنى وسیعى دارد که شامل هر مقامى که درخور ستایش باشد میشود ولى مسلماً در اینجا اشاره به مقام ممتاز و فوق العاده اى است که براى پیامبر در سایه عبادتهاى شبانه و نیایش در دل سحر حاصل می‌شده است.


مفسرین در مورد مقام محمود گفته‌اند که این مقام همان شفاعت کبراى پیامبر است.

این تفسیر در روایات متعددى نیز وارد شده است: در تفسیر عیاشى از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) میخوانیم که در تفسیر جمله «عسى ان یبعثک ربک مقاما محمودا» فرمود: «هى الشفاعة».

بعضى از مفسران کوشش کرده‌اند که از مفهوم خود آیه این حقیقت را دریابند: آنها معتقدند که جمله «عسى ان یبعثک» دلیل بر این است که این مقامى است که خدا در آینده به تو خواهد داد. مقامى است که ستایش همگان را برمى‌انگیزد، زیرا سودش به همگان میرسد، (چرا که محمود در جمله بالا مطلق است و هیچگونه قید و شرطى ندارد).

از این گذشته حمد و ستایش در برابر یک عمل اختیارى است، و چیزى که واجد همه این صفات باشد چیزى جز شفاعت عامه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) نیست.

این احتمال نیز وجود دارد که مقام محمود همان نهایت قرب به پروردگار است که یکى از آثارش شفاعت کبرى میباشد.
گرچه مخاطب در این آیه ظاهراً پیامبر (ص) است، ولى از یک نظر میتوان حکم آن را تعمیم داد و گفت همه افراد با ایمان که برنامه الهى روحانى تلاوت و نماز شب را انجام میدهند سهمى از مقام محمود خواهند داشت، و به میزان ایمان و عمل خود به بارگاه قرب پروردگار راه خواهند یافت، و به همان نسبت میتوانند شفیع و دستگیر واماندگان در راه شوند.
زیرا مى‌دانیم هر مؤمنى در شعاع ایمان خود از مقام شفاعت برخوردار خواهد بود، ولى مصداق اتم و اکمل این آیه شخص پیامبر (ص) است.
به همین دلیل دوستان خدا همیشه از عبادتهای آخر شب برای تصفیه‌ روح و حیات قلب و تقویت اراده و تکمیل اخلاص نیرو می‌گرفته‌اند. 
در آغاز اسلام نیز پیامبر (ص) با استفاده از همین برنامه‌ روحانی مسلمانان را پرورش داد و شخصیت آنها را آن قدر بالا برد که گویی آن انسان سابق نیستند، یعنی از آنها انسانهای تازه‌ای آفرید مصمم، شجاع، با ایمان، پاک و با اخلاص و شاید مقام محمود که در آیات فوق به عنوان نتیجه‌ نافله شب آمده است اشاره به همین حقیقت نیز باشد. 

بررسی روایاتی که در منابع اسلام در فضیلت نماز شب وارد شده نیز روشنگر همین حقیقت است؛ به عنوان نمونه: 
1ـ پیغمبر اکرم (ص) می‌فرماید: 
«خیرکم من اطاب الکلام و اطعم الّطعام و صلَّی باللیل و الناس نیام».


در سوره الزمر (آیه 9) آمده: آیا انسان ناسپاس بهتر است یا انسانی که در دل شب سجده می‌کند و خدای را سپاس می‌گوید، و قنوت خوان است و او از وحشت عذاب آخرت به امید رحمت خداوند برپا می‌ایستد و نماز می‌خواند.

و همچنین در سوره ذاریات (آیه 17) آمده است: آن پرهیزکارانی که بی‌گمان در بهشت مکان داده شده‌اند آنهایی هستند که شب‌ها کم می‌خوابند و سحرگاهان به استغفار و طلب آمرزش می‌پردازند. این عبادات شب زنده‌دار شب را کم می‌خوابند و به عبادت مشغول می‌شوند، اما به عبادت خود مغرور نیستند و در هنگام سحر از خداوند طلب آمرزش می‌کنند.

در سوره سجده (آیه 16) آمده است که: آنها پهلوهای خود را از بستر گرم برمی‌گیرند، و از خوابگاه خوش دوری می‌گزینند و خالق و ربّ خویش را می‌خوانند و از ترس گناهان خویش به رحمت او چشم می‌دوزند و از آن چیزی که خدا قسمت آنها کرده و روزیشان نموده است انفاق می‌کنند.

(دو تفسیر در روایات اسلامى وارد شده: تفسیرى به نماز عشاء و اشاره به اینکه مؤمنان راستین بعد از نماز مغرب و قبل از نماز عشاء به بستر نمىروند مبادا خواب آنها را بگیرد، و نماز عشایشان از دست برود زیرا در آن زمان معمول بوده که در آغاز شب به استراحت می‌پرداختند و نماز مغرب و عشاء را طبق دستور استحباب جدائى میان (نمازهاى پنجگانه) از هم جدا مىکردند و هر کدام را در وقت فضیلت خود بجا می‌آورند. هرگاه بعد از نماز مغرب و قبل از وقت عشا مىخوابیدند ممکن بود براى نماز عشا بیدار نشوند).

در سوره مزمل (آیه 6) آمده است: خواندن آیات و نماز و راز و نیاز کردن با خداوند و هم صحبت شدن با او در دل شب استوارتر و بهتر است.

در سوره دهر (آیه 26) آمده است که: خواندن آیات و نماز و راز و نیاز کردن با خداوند و هم صحبت شدن با او در دل شب استوارتر و بهتر است.

در سوره آل عمران (آیه 17) آمده است که: این بندگان، صابر و شکیبا در بلایا و سختی‌ها، راست گفتار و فرمانبر در هر حال و انفاق کنندگان از اموال و آمرزش خواهان در سحرگان. (پس بندگان واقعی خداوند هم صابرند و هم صادق و هم فرمانبر از امر خدایند و هم انفاق کننده و هم استغفار کننده در سحرگاهان و ما می‌دانیم در نماز شب و در نماز وتر مستحب است هفتاد بار استغفار شود.

در سوره آل عمران (آیه 112) آمده است که: اهل کتاب همه یکسان نیستند، بلکه عده‌ای از آنها هستند که قیام به حق و ایمان می‌کنند و پیوسته در اوقات شب آیات خداوند را تلاوت می‌نمایند در حالیکه سجده می‌نمایند.

در سوره فرقان (آیه 64) آمده است که: و آنان که برای رضای پروردگار خویش شب‌ها یا در حال سجده هستند و یا اینکه ایستاده‌اند آنها شب را تا به صبح بیدارند و خدایشان را عبادت می‌کنند.

در سوره المزمل (آیه 2) آمده است که: برخیز شب (برای عبادت و نماز) مگر اندکی (که در این اندک فقط بخواب) نیمی از آن را یا کم کن از آن اندکی.

در سوره الفجر (آیه 3) آمده است که: سوگند به شَفع و سوگند به وَتر. (کلمات شفع و وَتر را معانی مختلفی کرده‌اند که از جمله معانی، شفع اشاره به نماز دو رکعتی و وَتر نماز یک رکعتی در این فریضه الهی است.

در قرآن مجید از پاداش بزرگ و نفیسی که خداوند به زاهدان شب عنایت می‌کند، خبر داده، می‌فرماید: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ». 
هیچ کس نمی‌داند که در ازای کاری که انجام داده‌اند، چه (پاداش مهم) و چشم روشنی‌ای برای آنها نهفته شده است. 

حضرت امام صادق (ع) در تفسیر این آیه شریفه فرمود: 
«ما مِنْ حَسَنَةٍ إِلاّ وَ لَها ثَوابٌ مُبَیَّنٌ فِی الْقُرْانِ إِلّا صَلاةُ اللَّیْلِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ یُبَیِّنٌ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ». 
هیچ کاری نیکی نیست جز آنکه پاداشش در قرآن بیان شده است مگر نماز شب که خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نکرده و فرموده است: «فَلا تَعلَمُ نَفس». 

ممکن است در اینجا این سؤال پیش آید که چرا پاداش عظیم نماز شب مخفی نگاه داشته شده است؟ این سؤال را به سه شکل می‌توان پاسخ داد: 

1. کارهای ارزشمند و عظیم چنان است که حقیقت آنها به سادگی قابل درک نیست، در عین حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگیزتر است. 
2. قرّة‌العین و چشم روشنی، آن قدر بزرگ و گسترده است که دانش انسان از رسیدن به تمام خصوصیات آن ناتوان است. 
3. چون «نماز شب» مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام می‌گیرد، پاداش آن نیز پنهان و دور از چشم مردمان است.

[ ۱ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
نقل خبر و مطلب از وبلاگ،‌ با درج نام وبلاگ کانون اقامه نماز "طه" بلامانع است
لینک دوستان
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ایجاد خبرنامه ایمیلی