قالب وبلاگ
در محراب که ضربت اش زدند ، 「ح س ی ن」 ش در کوفه نبود؛

او را براے جمع آورے سرباز به نخیله فرستاده بود.

نبود و ندید لرزش ارکان هدایت را؛

تا برادر برایش پیک فرستاد : حسین جان برگرد!

برگشت ، دید حق را ضربت زده اند ، گریه امان اش نداد...

گریستنش ، شیون همه را دو چندان کرد!

پدر چشم باز کرد فرمود : گریه نکن جانِ پدر!

من که چشم باز کردم عزیزانم را بالاے سرم می بینم،

اما تو ، روزے چشم باز خواهی کرد که الشمر جالس علی صدره ...

تلنگر | امام علی - علیه السلام - فرمود: 
اَلـْحَقُّ جَدیدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْیّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ.
حقّ و حقیقت در تمام حالات جدید و تازه است گر چه مدّتی بر آن گذشته باشد؛ 
و باطل همیشه پست و بی أساس است گر چه افراد بسیاری از آن حمایت کنند...

وسائل الشّیعة، ج 25، ص 434، ح 32292


[ ٢٤ آذر ۱۳٩٢ ] [ ٩:٤۱ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

خنجری را،
از آهن گداخته ی ستیز،
با ستم، آب دیده کردم؛
هر روز و هر ساعت،
بر قلب نازک مهربانی
تا دسته،
فرو می کنم.

تیری از جنس خدعه می سازم،
چشم محبوبم را،
ندانسته...
می درم.
 
بارها،
نیزه ی آلوده ی پلیدی را،
بر سر یار می زنم ...
 
و
 زرهی رنگارنگ می پوشم،
که تارو پودش جز دروغ نیست...
 
فکر که می کنم،
می فهمم،
لا به لای نخل های آسمان خراش کربلا،
در میان آه العطش،
من راه را بر حسین بستم...
من علی اصغر را در آغوش پدر کشتم...
چشمان ساقی را من به خون نشاندم،
زینب را من اسیر کردم،
من، به رقیه گفتم « یتیم»،
من، حسین را «خارجی » خواندم...
 
چرا که در تمام این سالها،
به صبر زینبی ام،
به غیرت عباسی ام،
به خوی علی اکبریم،
به وفاداری علی اصغرم،
به شجاعت قاسمی ام،
به آزادگی حُرّی ام،
به عشق حسینی ام،
گفته ام: «نه!»
 
چرا که در این سالها،
گاهی عمر بن سعد شدم، دل به ملک ری خوش کردم،
گاهی ابن مرجانه شدم، عاطفه را کشتم،
گاهی حرمله (1) آمد به وجودم، عدل علی را از یادم برد،
گاهی با شمر وجودم، پا بر سینه ی طاعت حق گذاشتم،
و گاهی یزید شدم،
شراب غفلت خوردم و
امامم را از یاد بردم،
مست قدرت شدم و
چوب به لبان قرآن ناطق زدم...
 
هرچند،
همیشه آرزو کردم،
عهد را چون کوفیان نشکنم،
راس محبت را چون خولی (2) در تنور فراموشی نیندازم،
برای حفظ نماز و راز، زهیر (3) وار جسم خاکی را سپر تیرهای شیطان کنم،
و گاهی چون جابر (4)، بر خاک حسین، دست دوستی بکشم و ندای غریبانه سر دهم :
« حبیب لا یجیب حبیبه؟»

 
این تحلیلی شاعرانه نیست!
این تفسیری عاشقانه نیست!
این تعبیری از یک شعار نیست!
 
این فریادی است به جا مانده، بر دیواره های تاریخ:
« توبه ی توابین  کوفه (5)، نوشدارو بعد از مرگ سهراب بود!»
 
 
پی نوشت:
1. حرمله یکی از سپاهیان عمر بن سعد در مقابل امام حسین بود و کینه ی عجیبی از امیرالمومنین در دل داشت و مشهور است که با تیغ سه شعبه حضرت علی اصغر (ع) را بهشهادت رساند.
2. خولی یکی از دشمنان امام حسین (ع) بود که پس از پایان جنگ سر امام حسین را برای گرفتن پاداش، در تنوز خانه اش پنهان کرد.
3. زهیر از یاران باوفای امام حسین (ع) بود که در ظهر عاشورا بدن خود را در مقابل تیرهای 40000 دشمن قرار داد تا یاران امام حسین به نماز جماعت برسند.
4. جابر بن عبدالله انصاری از صحابی پیامبر بود که تا زمان امام باقر (ع) زنده ماند و وجود پیامبر و 5 امام را درک کرد. او که نابینا شده بود، پس از حادثه ی عاشورا نخستین زائر امام حسین (ع) شد و بر سر خاک امام بسیار گریست و مدام می گفت: « حبیب لا یجیب حبیبه؟» ( دوست پاسخ دوست را نمی دهد؟)
5. افرادی بودند که در موقع نیاز دست از همکاری با امام حسین (ع) کشیدند و پس از شهادت حضرت، پشیمان شده و توبه کردند، مرکز این گروه در کوفه بود.


[ ۱٤ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۸:۳٧ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

نوشته زیر متنی بسیار تاثیر گذار از آیات القرمزی،شاعر20 ساله ی بحرینی است که بخاطر اشعارش علیه حکومت بحرین بارها مورد شکنجه های سنگین قرار گرفته است. 
-------------------------------------------------------------------------
خدا از تو می پرسد چند ساله ای و تو می گویی بیست سال.
آنوقت خدا دست تو را می گیرد و با خود می برد و به تو می گوید اینجا لبنان است؛ خوب نگاه کن.آنوقت تو و خدا کناری می نشینید و نگاه می کنید.خدا به تو می گوید: به آن جوان سفید پوش که داخل آن پاترول نشسته نگاه کن و تو تمام حواست را جمع می کنی که خوب ببینی. هر دو نگاه می کنید؛ جوان با ماشین به داخل ساختمانی می رود که رویش یک علامت ستاره حک شده و چند ثانیه بعد تنها دود سیاهی در آسمان باقی می ماند. از خدا می پرسی آن جوان چند ساله بود و خدا با لبخند به تو می گوید فقط بیست سال......

دوباره از تو می پرسد راستی گفتی چند ساله ای؟ تو این بار کمی یواش تر از قبل می گویی بیست سال. بعد دوباره دست تو را می گیرد و به جایی دیگر می برد، به فرانسه. دختری را می بینی که 2 سالی است دیگر دانشگاه نمی رود. از خدا می پرسی چرا او دیگر نمی تواند به دانشگاه برود؟ و خدا با غرور می گوید او را به خاطر حجاب و دینش به دانشگاه راه نمی دهند. این بار گونه های تو از خجالت سرخ می شود و تو کمی روسری ات را جلوتر می کشی و از دست موهایت که دائم بیرون می آید عصبانی میشوی و از خدا می پرسی او چند سال دارد و خدا می گوید فقط بیست سال....

دوباره خدا دست هایت را می گیرد و به تو می گوید گفتی بیست ساله ای نه؟ و تو می گویی فکر کنم بله.
دوباره با خدا همسفر می شوی این بار در خانه ای نه چندان بزرگ جمع کوچکی به زبان آمریکایی چیزی می خوانند و تو از خدا می پرسی اینجا؟ و او به تو می گوید الان شب جمعه است؛ اینان جوانان ایالت لس آنجلس اند که دعای کمیل برگزار می کنند و تو می پرسی چه کسی کمیل می خواند؟ و خدا به تو می گوید آن جوان که گوشه چپ اتاق نشسته نگاه کن او یک جوان بیست ساله آمریکایی است....

چند دقیقه بعد دوباره خدا می پرسد ببخشید شما گفتید چند ساله اید؟ و اینبار تو هیچ نمی گویی.
آخر خدا به تو یک جوان که با امام زمانش حرف می زند را نیز نشان می دهد او هم بیست ساله بود. خدا تو را به مزار شهدا می برد و تو آنجا هزاران بیست ساله می بینی و ....
آخرین بار خدا از تو می پرسد چند ساله ای؟
آرام می گویی: می خواهم بیست ساله باشم....

عکس از : جواد جعفری

[ ۱٤ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

انسان در این دنیا همواره با حوادث تلخ وشیرینی دست و پنجه نرم می کند که هریک به نوبه خود می تواند فراز و نشیب های فراوانی را در جاده ی زندگی پیش روی او قرار دهد.

در این میان آنچه نمی توان نادیده گرفت آن است که آدمی  با توجّه به ساختاری  که دارد در برخورد با این حوادث به تنهایی نمی تواند آرامش و ثبات  روحی  خود را حفظ نماید، و لذا ما می بینیم که بسیاری از انسان ها در پیچ و خم زندگی،  خود را آسیب پذیر نشان داده و پس از مدتی ضربه های بسیار سنگین و طاقت فرسایی را از نظر روانی متحمل می شوند،که این امر به قدری  واضح و روشن است که هر گاه به نوای دل آنها گوش جان فرا دهیم، خستگی روحی و فرسودگی باطنی را به خوبی در وجودشان احساس خواهیم کرد.

 خالق بی همتا که بر اوضاع جهان هستی و موجودات آن تسلّط و اشراف کامل دارد از این موضوع با خبر بوده و به منظور حل مشکل، نسخه ای شفابخش را به او تجویز نموده، تا در سایه ی عمل به آن بتواند به طور معجزه آسا دردهای روحی و باطنی خود را درمان کند، و از این طریق یک زندگی شیرین و لذّت بخشی را در این دنیا تجربه نماید.

آن نسخه شفابخش که همچون آبی بر آتش، می تواند شعله های آتش درون را خاموش نماید، عمل بسیار ارزشمند تهجّد و شب زنده داری است.

یگانه معبود حقیقی عالم در کلام زیبا و نورانی خویش خطاب به رسول گرامی اسلام می فرماید: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»

و پاسى از شب را بیدار باش و تهجّد و عبادت کن، و این وظیفه‏اى افزون براى توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامى محمود و پسندیده برانگیزد.

آنچه در توضیح سخن گهربار خالق متعال می توان گفت آن است که: اگر چه خطاب این آیه متوجّه ی پیامبر گرامی اسلام(ص) است اما این امر بدین معنا نیست که نماز شب یک عمل اختصاصی برای شخص پیامبر عزیز اسلام است، به گونه ای که سایرین نسبت به این عمل نورانی دستور و سفارشی نداشته باشند، زیرا مطابق آیات دیگر قرآن کریم و نیز روایات معتبر، شب زنده داری و خواندن نماز شب یکی از صفات نیکو و مثبت مۆمنین حقیقی به حساب آمده است، که این خود بیانگر ترغیب و تشویق عمومی است تا همگان با ذوق و شوق نسبت به این کردار شایسته اهتمام ورزیده و از تعلّل و سستی در این باره به طور جدّ پرهیز کنند. 

نماز شب روزی را زیاد می کند!

نکته ی بسیار مهم پیرامون نماز شب و شب زنده داری، توجّه به آثار و برکات بسیار سودمندی است که بر این عمل ارزشمند مترتب می شود، که هر یک به نوبه ی خود می تواند ارزشی فوق حدّ تصوّر را برای ما به همرا ه داشته باشد. که ما در ادامه به ذکر یکی از آنها می پردازیم به امید آنکه با قلم ناتوان خویش بتوانیم قطره ای از دریای آثار و فواید بیشمار نماز شب را  در قالب سخن به تصویر بکشیم.

بر اساس روایات معتبر یکی از مهمترین آثار سودمند نماز شب گشایش و وسعتی است که در زمینه ی رزق و روزی برای انسان حاصل می شود و ما در اینجا به ذکر پاره ای از آنها می پردازیم.

 در روایتی ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت امام صادق(ع) در این باره فرموده است: «صَلَاةُ اللَّیْلِ تَجْلِبُ الرِّزْق»

 نماز شب روزی را جلب می کند.

 در روایتی دیگر از آن حضرت چنین می خوانیم که حضرت فرمود: تُدِرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِی الدَّیْن

نماز شب روزی انسان را زیاد و قرض را ادا می کند. 

در روایتی امام صادق(ع) در ذیل این آیه شریفه «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ»: همانا نیکی ها بدی ها را از بین می برد. می فرماید: «صَلَاةُ اللَّیْلِ تَذْهَبُ بِذُنُوبِ النَّهَار»نماز شب گناهانی را که در روز انجام گرفته است از بین می برد.‏

 با توجّه به فرمایش امام صادق(ع) می توان گفت: نماز شب همچون باران رحمت می تواند لکه های تاریک گناه را از مملکت باطن پاک نموده و با این اقدام معنوی خانه قلب را با عطر پاکی و پیراستگی عطر آگین نماید.

 خالق هستی در کلام نورانی خویش این حقیقت را به این صورت  بیان می کند که:« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» 

و اگر مردمى که در شهرها و آبادیها زندگى می کنند ایمان آورده و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‏گشاییم.

 نکته ی بسیار مهمّ در مورد نماز شب آن است که اگر چه خداوند مهربان بنده ی سحرخیز و شب زنده دار خویش را از رزق و روزی مادی و دنیوی بی نصیب نمی گذارد، اما این نکته را نباید نادیده گرفت که، بزرگترین هدیه ای که از جانب خداوند به بنده می رسد، رزق معنوی است. رزقی که به وسیله ی آن، محفل اُنس و دوستی با خالق هستی برقرار شده، و بند بند وجود آدمی را به دریای محبّت الهی پیوند می زند و دریای بیکرانی که کویر جان انسان را از آب زلال خود براحتی  سیراب می سازد.

 بنابراین به نماز شب نباید صرفاً نگاه مادی داشت، و کلاس آن را در این حدّ پایین آورد که به وسیله ی آن از خالق متعال، خانه  وسیع، ماشین گرانقیمت، پول هنگفت، و سایر  امور دنیوی را _که همگی در معرض زوال و نابودی است_ مطالبه نماییم، چرا که چنین نگرشی نسبت به نماز شب، یک نگاه سطحی و بچه گانه است، که به هیچ وجه در شأن این عمل ارزشمند ملکوتی نمی باشد.

در حقیقت کسی که توفیق نماز شب را پیدا کرده، از ناحیه ی خداوند بی همتا بالاترین رزق را دریافت نموده است، رزقی که هیچ یک از امور مادی و دنیوی، توانایی برابری با آن را ندارد، که اگر ما در این باره به کلمات حضرات معصومین(ع) مراجعه نماییم به خوبی به این حقیقت خواهیم رسید.

 ارزش نماز شب به اندازه ای است که عزیز ترین شخصیت عالم وجود رسول گرامی اسلام (ص) به آن اهتمام ویژه داشته و در مقام ارزش گذاری پیرامون نماز شب می فرماید: «الرَّکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا»

 دو رکعت از نماز شب که در دل شب خوانده می شود نزد من از دنیا و تمام آنچه در آن است محبوب تر می باشد.

 چنان چه ملاحظه فرمودید: شدّت علاقه ی رسول خدا به نماز شب در حدّی است که اگر تمام دنیا را هم به او بدهند حاضر نمی شود حتی دو رکعت از آن را از دست بدهد.

 آن پیامبر رحمت با اینکه می داند امیرالمۆمنین علی(ع) هیچ گاه نماز شبش را ترک نمی کند، اما با این وجود به دلیل اهمیت والای نماز شب در یکی از وصیّت های خویش خطاب به امیرالمۆمنین این چنین سفارش می کند که: «و علیک بصلاة اللیل، و علیک بصلاة اللیل، و علیک بصلاة اللیل!»

بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب بر تو باد به نماز شب!

[ ۱٤ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۸:٠٥ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
نقل خبر و مطلب از وبلاگ،‌ با درج نام وبلاگ کانون اقامه نماز "طه" بلامانع است
لینک دوستان
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ایجاد خبرنامه ایمیلی