قالب وبلاگ

از مهمترین سؤالاتى که هر کس از خود مى‏کند این است که" ما براى چه آفریده شده‏ایم"؟ و" هدف آفرینش انسانها و آمدن به این جهان چیست"؟

از نظر جهان بینی توحیدی اسلامی، جهان یک آفریده است و با عنایت و مشیت الهی نگهداری می‏شود. اگر لحظه ای عنایت الهی از جهان گرفته بشود نیست و نابود می‏گردد.

جهان به باطل و بازی و عبث آفریده نشده است، هدفهای حکیمانه در خلقت جهان و انسان در کار است، هیچ چیزی نابجا و خالی از حکمت و فایده آفریده نشده است. نظام‏ موجود، نظام احسن و اکمل است.

جهان به عدل و به حق برپاست. نظام‏ عالم براساس اسباب و مسببات برقرار شده است و هر نتیجه ای را از مقدمه و سبب مخصوص خودش باید جستجو کرد. از هر نتیجه و سبب، تنها نتیجه و مسبب مخصوص خود آن را باید انتظار داشت. قضا و قدر الهی، وجود هر موجودی را تنها از مجرای علت خاص خودش به وجود می‏آورد. قضا و تقدیر الهی یک شی‏ء، عین قضا و تقدیر سلسله علل اوست .

وقتی گفته می شود: چرا خداوند عالم یا انسان را آفرید؟ یا هدف خدا از آفرینش عالم یا انسان چیست؟ دو معنی ممکن است مورد نظر باشد:

1ـ این که خدا به عنوان خالق و فاعل عالم و انسان چه هدفی از خلقت خود داشته است ؟ یعنی هدف خودش از آفرینش عالم یا انسان چه بود و می خواست به چه هدفی دست یابد؟

2ـ این که خدا چه هدفی را برای موجودات عالم و از جمله انسان قرار داده است ؟ یعنی غایت مخلوقات و از جمله انسان چیست و قرار است به کدام مقصد برسند؟

آیات 56 تا 58 سوره ذاریات هدف از آفرینش جن و انس را عبادت خداوند معرفی می کند و در سوره ملک آیه 2 این هدف را مساله آزمایش و امتحان انسانها از نظر" حسن عمل" معرفى می کند.و در سوره طلاق آیه 12،علم و آگاهى از قدرت و علم خداوند" به عنوان هدفى براى آفرینش آسمانها و زمین (و آنچه در آنها است) ذکر شده است. و در سوره هود آیه 118 و 119 رحمت الهى هدف اصلى آفرینش انسان معرفی شده است.هدف اصلى همان" عبودیت" است، و مساله" علم و دانش" و" امتحان و آزمایش" اهدافى هستند که در مسیر عبودیت قرار مى‏گیرند، و" رحمت واسعه خداوند" نتیجه این عبودیت است. 

بحث اجمالی | پاسخ سوال نخست آن است که خداوند کمال محض می باشد ؛ و هدف و غایت داشتن برای او بی معنی است. لذا او خلق می کند ، چون خالقیّت اقتضای ذات اوست. یعنی خالقیّت عین ذات اوست و فرض خدای غیر خالق ، مثل فرض مربّع سه ضلعی ، فرضی است متناقض.

امّا پاسخ پرسش دوم آنکه خداوند برای هر موجود مادّی ، غایت و نقطه ی اوجی معیّن ساخته که در مسیر حرکت خود به آن می رسد. برای انسان نیز غایتی تعیین نموده که اگر با اختیار خود به آن برسد ، سعادتمند است و در غیر این صورت ، ناقص و شقاوتمند خواهد بود. و آن نقطه ی اوج ، برای انسان ، همان مقام عبودیّت و بندگی است. دقّت شود: نمی گوییم عبادت رسمی مثل نماز و روزه ، بلکه می گوییم عبادت و بندگی ؛ که نماز و روزه و امثال اینها ، ابزار رسیدن به چنان مقام وجودی می باشند.
بنا بر این ، از عبادت ما نفعی به خدا نمی رسد ؛ بلکه عبودیّت کمال خود ماست که اگر به آن برسیم کاملیم و اگر نرسیم ناقص خواهیم ماند. پس مراد از عبودیّت و بندگی ، صرفاً به جا آوردن عبادتهای شرعی نیست ؛ بلکه مقصود رسیدن به درجه ای از معرفت و خلوص قلبی و درجه ی وجودی است که در آن مرتبه ، شخص هیچ اعتباری برای خود و دیگر مخلوقات قائل نیست و جز خدا هیچ نمی بیند و همه ی موجودات و از جمله خود را بند به اراده ی خدا می یابد ؛ لذا بنده ی خدا (بند شده به خدا) نامیده می شود.
در این رتبه است که بنده ی خدا ، مظهر اسماء الله می شود و اسماء الهی در وجود او ظاهر می گردند ؛ لذا خلیفة الله و نماینده ی خدا ( نمایان کننده ی خدا) نامیده می شود ؛ چون تمام وجودش خدا را می نمایاند...

[ ۳٠ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 یکی از مراتب یاری امام علیه السلام ، یاری با عمل است. اطاعت از امام در حقیقت با اطاعت اوامر و نواهی الهی تحقق پیدا می‌کند و با پی گرفتن و قبول این امر و نهی‌هاست که انسان می تواند امامش را یاری رساند .

سفارش امام صادق علیه السلام به تمام شیعیان چنین است :

«به هر کس از شیعیان که می بینی از من اطاعت می کند و سخن مرا می پذیرد، سلام برسان و (بگو) من شما را به تقوی و ورع در دین خود سفارش می‌کنم و اینکه برای خدا کوشش کنید، راستگو باشید، ادای امانت کنید، سجده‌های طولانی کنید و خوب همسایه داری کنید که پیامبر صلی الله علیه و آله این احکام را آورده‌اند. امانت هر کس را - خوب یا بد که شما را امین خود دانسته - به او برگردانید... با بستگان خود ارتباط و رسیدگی داشته باشید، بر جنازه‌های آنها ( اهل سنت ) حاضر شوید، به عیادت بیمارانشان بروید و حقوق آنها را ادا کنید.» (1)

امام صادق علیه السلام شیعیان را به تمام نیکویی‌ها و خلق‌های مبارک و خیر فرا خوانده‌اند. حتی آنها را به ارتباط مناسب با خویشاوندانی که به حقوق امام معترف نیستند، دعوت کرده‌اند .
به حقیقت می‌توان حکمت این امر را در آن دید که سلوک الهی و نیکو، دیگران را به تشیع جذب می‌کند؛ به گونه‌ای که دیگران با دیدن اخلاق مناسب در ما، آن را منتسب به امام عصر علیه السلام می‌دانند. لذا ائمه علیهم السلام ما را از ارتکاب اعمالی که باعث سرزنش شدن ایشان می شود بر حذر داشته‌اند.
لذاست که بسیار به ما سفارش کرده‌اند که برخوردتان با دیگران به گونه‌ای نباشد که ایشان را از دین و از ما -اهل بیت- زده و بریده کنید ،‌ بلکه چون زیور و زینت ما باشید و باعث جذب و ربایش دیگران به طریق صحیح گردید :

« مردم را بدون (بهره‌‌گیری از) زبان‌هایتان [بلکه با اعمال نیکویتان] دعوت به خوبی‌ها کنید تا از شما (‌در امر دین) صداقت و ورع ببینید .» (2)

 (1)    اصول کافی ، کتاب العشره
(2)    بحارالانوار ، ج71 ،
ص7

تلنگر | مقیم لندن بود. تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که بر می گرداند 20 پنس اضافه تر می دهد!
می گفت: «چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست پنس اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنس را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی.»
گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت: «آقا از شما ممنونم.»
پرسیدم: «بابت چی؟»
گفت: «می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم. با خودم شرط کردم اگر بیست پنس را پس دادید بیایم. فردا خدمت می رسیم!»
تعریف می کرد: «تمام وجودم دگرگون شد. حالی شبیه غش به من دست داد. من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنس می فروختم!»

 عکس از : محمدحسن نیرومند

  

[ ۳٠ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

قال الامام هادی (ع): إنَّ مِنَ الغِرَّةِ بِاللّه‏ِأنْ یُصِرَّ العَبدُ عَلَى المَعصِیَةِ وَ یِتَمَنّى عَلَى اللّه‏ِ المَغفِرَةَ؛

امام هادی نقی (ع) می فرمایند:

از نشانه‏هاى غرور نسبت به خدا آن است که بنده، استمرار و اصرار بر گناه داشـته باشد و در همان حال، آرزومند بخشایش الهى باشد.

حیاة الإمام على الهادى /  ص 164

قالَت فاطمةُ الزّهراء علیها‏السلام: فَرَضَ اللّه ُ الصَّلاةَ تَنزِیها مِن الکِبرِ .

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام فرمود: 
  
خداوند نماز را به منظور دور کردن [انسان] از کِبر واجب فرمود.

بحار الأنوار - ج82 - ص209 - ح19

[ ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

روایت اول | زراره از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود:
«سجده بر هفت استخوان است که باید آن ها را بر زمین گذاشت. پیشانی و دو کف دست ها و زانو و دو انگشت ابهام پاها و بینی خود را نیز بر زمین بگذاری، آن هفت تا واجب و بینی به زمین گذاشتن مستحب است»

الخصال، ج ‏2، ص 349

روایت دوم | علی بن حسن بن علی بن فضّال، از امام رضا علیه السّلام نقل نموده که حضرت فرمود:
«سجده بعد از نماز واجب به خاطر تشکر نمودن بنده است از خداوند متعال که او را موفّق ساخت بر اداء واجب و انجام فریضه و کمترین عبارتی که در آن مجزی می باشد آن است که دو مرتبه بگوید: شکرا للَّه علی ما وفّقنی له من خدمته و اداء فرضه؛ یعنی: این سجده از من به جهت شکر خدا و تشکر از باری تعالی است که مرا بر خدمتش و اداء واجبش، موفّق نمود. باید توجه داشت که شکر موجب زیاده توفیق بوده و اگر در نماز نقصانی واقع شده باشد با این سجده تتمم و ترمیم می گردد»

علل الشرائع، ج ‏2، ص 360

روایت سوم | کلیب صیداوی از امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل کرده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«هر کس یک سجده به جای آورد؛ یک گناه از او آمرزیده می شود، و یک درجه برای او بالا می رود»

روایت چهارم | سکونی از جعفر بن محمّد علیه السلام از پدرانش نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
«هر گاه یکی از شما سجده کند و دو کف دست خود را بر زمین بگذارد؛ باشد که روز قیامت غل ها از او برطرف شود»

روایت پنجم | معاویة بن عمّار می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
«هر گاه بنده در جایی که کسی او را نمی بیند؛ سجده خود را طولانی کند، شیطان می گوید: وای بر من! مردم اطاعت خدا کردند و من نافرمانی کردم و آن ها سجده نمودند و من از سجده سر باز زدم»
و زید شحّام می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: «نزدیک ترین حالات بنده به خدا حالت سجده است»

 ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 34

عکس از : فاطمه حسین زاده

  

[ ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

دجله هر شب هزار و یک قصه از نیستان سامرا دارد
مثل ما که هزار و یک سال است زائر غصه‌های سردابیم

بی‌ تو یک روزِ خوش نبود و نرفت آبِ خوش از گلویمان پایین
یا سرابیم بی تو در پوچی یا که در خواب خویش مردابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

آمدی بغض کوچه‌ها وا شد، اشکها قطره قطره دریا شد
با شما هر جزیره خضراء شد، در بهارت چه سبز و شادابیم

شعری از : قاسم صرافان

تلنگر | حضرت مهدی (عج) فرمودند:

لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَةِ الَّتی تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ؛

اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضی شماها برای همدیگر نبود، هرکس روی زمین بود هلاک می گردید، مگر آن شیعیان خاصّی که گفتارشان با کردارشان یکی است.

مستدرک الوسائل، ج 5، ص247

[ ٢٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

گام اول | اگر می خواهید از ناحیه دعا به جایی برسید، زبان حالتان این باشد: تسلیم خدا هستیم، هر چه بخواهد بکند، بنا داریم عمل به وظیفه بندگی کنیم.

[در محضر بهجت: ۱/۳۴۱]

گام دوم | ما باید در اعتقادات و اعمال، چه عمل شخصی مان و یا عمل نوعی و اجتماعی مان و در عبادتمان، از تحصیل رضایت خدا، لحظه ای غافل نشویم و مسامحه نکنیم که اگر مسامحه بکنیم، در همان آن، خاسر و زیانکار شده ایم!

[فیضی از ورای سکوت:۵۳]

گام سوم | وقتی که روح انسان به عالم دیگر رفت، می فهمد این همه تشریفات در دنیا لازم نبود.

[در محضر بهجت: ۲/۴۰۵]

[ ٢٢ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

لازم نیست که اگر انسان مى‌خواهد احساس گناه کند، حتماً بایستى سال‌هاى متمادى غرق در گناه شده باشد. نخیر؛ یک گناه هم یک گناه است. نباید گناه را کوچک دانست. در روایات باب «استحقار الذّنوب» داریم که حقیر شمردن گناهان را مذمّت کرده‌اند. علت این ‌که خداى متعال مى‌فرماید «مى‌آمرزیم»، این است که بازگشت به خدا، خیلى مهم است؛ نه این ‌که گناه، کم و کوچک است. گناه، عمل بسیار خطرناکى است، منتها بازگشت و توجّه به خدا و ذکر او، این قدر اهمیت دارد که اگر کسى این را صادقانه و درست و حقیقى انجام دهد، آن وقت آن بیمارى صعب‌العلاج از بین مى‌رود.

بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/10/75

[ ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:٥٦ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

حضرت على (ع) در ویژگى‏هاى عید فطر مى‏فرمایند: 

1- روزى که نیکوکاران ثواب مى‏برند. 

«هذا یوم یثاب فیه المحسنون‏». 

2- روزى که گنهکاران زیان مى‏بینند. 

«و خسر فیه المبطلون‏» 

3- شبیه‏ترین روز به روز قیامت است. 

«اشبه بیوم قیامکم‏». 

چون در قیامت عده‏ اى که زیان کارند، تاسف مى‏خورند و غضبناک مى‏گردند و عده‏اى که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏شوند. 

4- روز عبرت گرفتن. 

«فاذکروا بخروجکم‏» 

وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مى‏شوید، به یاد آورید زمانى را که از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت.

«من الاجداث الى ربکم‏» 

وقتى در جایگاه نماز خود مى‏ایستید به یاد آورید زمانى را که در محضر عدل الهى مى‏ایستید و از شما حسابرسى مى‏کنند. 

«و اذکروا وقوفکم بین یدى ربکم‏» 

وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏گردید به یاد آورید زمانى را که به منازل خود در بهشت‏خواهید رفت. 

«و اذکروا منازلکم فى الجنة‏» 

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى. 

«ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم‏».

من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 516 

دل نوشت| طلوع عید فطر، طلوع آدم است از قعر ظلمت گناه؛
مبارک باد صبحی که خورشید و انسان، هر دو پس از سیاهی، آغاز می‏شوند! 


[ ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

یا اهل الکبریاء و العظمه! 
اکنون که خورشید عید سر می‏زند، چشم‏انتظارم تا از جود و جبروت تو، خود را میان اهل رحمت و مغفرت بیابم که این شعف، از تصور بخشش توست؛ نه از تجسم اعمالم. 
قصد آن دارم، چشم‏هایی را که در نهر رمضان تو شست‏وشو کرده‏ام، دیگربار به غبار گناه نیالایم... 
به راستی، عید روزی‏ست که در آن معصیت نباشد؛
دستم را بگیر تا از همین نقطه، تولد دیگری را در خود شروع کنم...

به نماز می‏ایستم و پنج تکبیر می‏زنم بر دنیا و هر آنچه مرا از نوازش نسیم رحمتت دور می‏سازد. می‏خواهم حسن‏ختام میهمانی‏ات، ابتدای آشنایی تازه‏ام با تو باشد...

با نوای موزون جنتیان می‏خوانم؛ با کلماتی که در ناب‏ترین لحظه ایمان، تراوش می کنند:
«أللَّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَ الْعَظَمَةِ، وَ أَهلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ...». 

[ ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

«مهران بلورچی»، به تاریخ 15 اردیبهشت 1345 شمسی، در تهران متولد شد و در مورخه ی 12 اسفتد 1365 در منطقه ی عملیاتی «شلمچه» با اصابت آتش متجاوزان بعثی، بال در بال ملائک گشود. این جوانِ کاشانی الاصل، در سال 1363، با رتبه ی پنجم کنکور سراسری، در رشته ی «مهندسی برق» دانشگاهِ «صنعتی شریف» پذیرفته شده بود.

از «مهران بلورچی» تعداد قابل توجهی یادداست و نامه به یادگار مانده است. این یادداشت ها و نامه های خواندنی، توسط «انتشارات یا زهرا(س)» به اهتمام علی اکبری، به صورت کامل و دست نخورده، در قالب کتابی 336 صفحه با نام «کتاب بلورچی»، منتشر شده است. 

این کتاب در چهار فصل تنظیم شده است. فصل اول؛ محاسبه‌ی نفس شهید است که در پنچ دفترچه یادداشت جیبی و هم در برگه‌هایی پراکنده نوشته شده است. فصل دوم؛ نامه‌هایی است که شهید برای مخاطبین‌اش،‌ از مادر و خواهر گرفته تا دوستان و هم‌رزمان و دانشگاه و ... نوشته است. فصل سوم؛ ‌تمام یادداشت‌ها و دل‌نوشته‌های شهید را شامل می‌شود. عنوان فصل چهارم؛ نامه‌های مادر و خواهر شهید است که در مقاطع مختلف حضور او در جبهه نگارش شده است و فصل آخر و پنجم؛ مربوط به وصیت‌نامه‌هایی است که از شهید به جای مانده است. ‌ 

 از ویژگی های خاص این کتاب می توان به مراقبت های شهید از رفتار خود و تذکرات روزانه شهید به خودش اشاره کرد که حقیقتا برای هر انسان جویای رستگاری و تعالی اخلاقی، بسیار راه گشا و مفید به فایده است. ضمن توصیه مجدد به مطالعه ی «کتاب بلورچی»، به عنوان «نقشه ی راهی» ملموس و تجربه شده، بخش هایی از «محاسبه ی نفس» آن شهید عزیز را، که ماه رمضان سال 1365، نگاشته شده است، به حضورتان ارائه می کنیم: 

*یک شنبه 22/2 65- دوم رمضان المبارک

«بل الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره، یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم»
1-نماز صبح خیلی دیر خوانده شد و تعقیبات چندان مورد توجه نبود.
2-کمی نسبتا زیاد تندویی کردم و صدایم را بلند کردم.
3-چند مورد چشم نگاه های اضافی به دنیا داشت.
4-مزاح های غیر لازم در دو مورد دیده شد، باید دقت یبیشتری در مزاح کردن شود.
5-یاد مرگ اصلا تا ظهر وجود نداشت.
6-عجب و غرور می خواهد بروز کند.
7-در قرآن خواندن احساس می کنم شیطان می خواهد نیت را ریا کردن و قیافه گرفتن برای مردم قرار دهد، باید خیلی مواظب باشم.
8-تواضع و خشوع چندان مورد دقت قرار نداشت.

* پنجشنبه 25/2/65  5 رمضان

1-نماز صبح را کمی دیر خواندم.
2-صبح اول صبح باز هم دنیا داشتم.
3- غفلت کمی وجود داشت.
4- توفیق کار کردن برای رضای خدا وجود نداشت و تنبلی کردم.
5- دو-سه مورد با زبان، موجب ناراحتی دیگران شدم و جلوی دیگران آبرویش را بردم.
6-شاید غیبت فیاضی را کردم. باید خیلی در این مورد صحبت ها دقت کنم.
7-محبت دنیا خیلی بیشتر از مقدار لازمه ابراز شد.
8-حسادت خیلی آزارم می داد.
9-خیلی بی مورد و بی خود در موارد بسیار زیاد صحبت کردم.
10- به خدا توجه نکردم.
11-اخلاص وجود نداشت.

* نتیجه:
نفس آلوده به نظر می رسد. توجه به نفس، حال به چه دلیل، به دلیل روزه یا چیز دیگر، آسان تر از قبل میسر است، لیکن آن چه دیده می شود، آلودگی نفس است. در ضمن، در نماز یاد احمد وجود داشت، اما برای فهمیدن این مطلب که آیا واقعا این گونه است یا نه، باید بیشتر دقت شود، این گونه حس می کنم که شیطان می خواهد مرا بیهوده سرگرم این قدرت شیطانیه بکند تا از اصل غافل بمانم. اولا نمی دانم اصل مطلب چیست،  یعنی باید در رذایل ، کدام کدام یک را از بین برد، اپن گونه که حاج آقا قبلا گفته، خودخواهی است، پس باید حسابی توان روی آن بگذارم. ثانیا نمی دانم چگونه آن را، یعنی خودیت را از بین ببرم.
  

باشد که مفهوم «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا» برای خواننده ی این کتاب بیش از پیش روشن گردد و الگویی شود برای همه ی آنان که اراده کرده اند، به راه «مهران بلورچی» و همرزمان او پای گذارند. راهی که بی شک، به آسمانی راه دارد که بندگان صالح خداوند و ابرار در آن ماوی دارند...


[ ۱٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

شیعه ام،
و می بالم به خویش،
نه برای آنکه
مولایم سال ها به شهوت شکم نهیب زد و جز جو، خورش دیگری نخورد...
نه برای آنکه،
مولایم دربِ سنگینِ مردافکنِ خیبر را به تکانی از چارچوب قلعه کند.

نه برای آنکه او
سالها صبر کرد و هر روز، روزی هزار بار از مقابل درب سوخته ای خاطره انگیز گذشت و دم برنیاورد برای دین خدا...
نه برای عدالت ورزی اش؛
نه برای آنکه زره اش پشت نداشت؛
نه برای آنکه پدر همه بود و نان آور هر خانه؛
نه برای هزار رکعت نماز زاهدانه ی هر روزه اش؛
نه برای قضاوت های بی بدیل اش؛
نه برای اینکه در کعبه آمد و در مسجد رفت...

نه!

شیعه ام!
و در لب شور «الحمد» دارم.
چرا که
مولای من،
آقای همه است!
نه وامدار کسی است،
نه وابسته به خاکیان،
نه دلبسته ی دنیا و آنچه در اوست،
نه در بند کسی جز خدا.
شیعه ام،
و فاش می گویم،
که مولای من
امیری ندارد،
و اوست:
«امیرالمؤمنین»

نوشته ای از: پ.میعاد 

وَ لَو ضَرَبتَ فى مَذاهِبِ فِکرِکَ لِتَبلُغَ غایاتِهِ ما دَلَّتکَ الدَّلالَةُ إِلاّ عَلى أَنَّ فاطِرَ النَّملَةِ هُوَ فاطِرُ النَّخلَةِ لِدَقیقِ تَفصیلِ کُلِّ شَى ءٍ و َغامِضِ اختِلافِ کُلِّ حَىٍّ وَ مَا الجَلیلُ وَ اللَّطیفُ وَ الثَّقیلُ و َالخَفیفُ و َالقَوىُّ وَ الضَّعیفُ فى خَلقِهِ إِلاّ سَواءً؛

اگر راههاى اندیشه ات را در نوردى تا به پایانه هاى آن رسى، هیچ دلیلى تو را جز به این رهنمون نشود که آفریننده مورچه همان آفریننده درخت خرما است و این به سبب دقت و ظرافتى است که جداسازى هر چیزى از چیز دیگر و پیچیدگى و تنوعى است که در هر موجود زنده اى به کار رفته است موجودات بزرگ و کوچک، سنگین و سبک و نیرومند و ناتوان، همگى در آفرینش براى خداوند یکسانند.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ، ص271 ، خطبه 185 

[ ۱۳ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:٥٦ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

آخرین جمعه ماه رمضان، روز پاسخ به انتظارهاست.
همسایه مظلومیت، در هاله‏ای از بی‏سر و سامانی، به اعتراض یاران خود در این روز، دل بسته است.
روز قدس، روز تذکر قدرت اسلام به تمام مدعیان سلطه‏جوی جهان است.
فلسطین، دفتر ایام سال را به امید رسیدن به این جمعه شکوفا، ورق زده است...
به صحنه می‏آییم، تا صفوف معترضان ظلم، پر رنگ‏تر شود؛ به صحنه می‏آییم تا باطل، بیداری اصحاب حقیقت را واضح‏تر به نظاره بنشیند...
به صحنه می‏آییم تا بغض ترک‏خورده فلسطین را به التیامی حماسی نشانده باشیم...
آری! جمعه قدس، ریشه در جمعه ظهور دارد؛
ریشه در آن ناقوس عدالت که به دستان منجی صبح، به صدا درخواهد آمد...

[ ۱۱ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
علی امشب میان کوچه ها تنهاتر از ماه است
پریشان تر ز مرغان عزادار شبانگاه است
به روی ارغوانش عطر لبخندی شکوفا شد
علی آیا ز توفیقی که امشب دارد آگاه است؟
شتاب گام هایش بیشتر می گردد از نبض اش
مسیر زندگی در چشم او امشب چه کوتاه است
خزیده در ردای شب تمام ناجوانمردی
و شمشیری که قصدش فرق خورشید سحرگاه است
علی آرام می سوزد علی آرام می جوشد 
علی آرام می نوشد از آن جامی که دلخواه است
میان چشم هایش قطره ی اشک شکوفا شد
میان چشم هایی که دلیل هر چه گمراه است
علی آرام می گرید ز داغ کودکانی که
فراق مهربانی ها بر آنها سخت جانکاه است
یتیمان کاسه های شیر را بر خاک اندازید
مجال دلنوازی با علی بسیار کوتاه است
صدایی آشنا می آید از اعماق تاریکی
نوای بغض نخلستان و/ یا غم مویه ی چاه است
هنوز از مسجد کوفه پس از کوچِ علی، بینی
که ذکر دائم گلدسته هایش : «فزتُ و الله» است
شعری از: بهروز سپیدنامه
 
[ ٧ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 همه‌ى مردم و بالخصوص جوانان عزیز، این ارتباطى را که به برکت این روزهاى مبارک و شب‌هاى نورانى با خداى متعال پیدا کرده‌اند، نگذارند قطع شود. این رابطه‌ى با خدا را حفظ کنید. وسیله‌ى حفظ این رابطه هم در اختیار همه هست. اگر همین نماز پنج‌گانه، با توجه، با حضور قلب و با این توجه که در مقابل خدا ایستاده‌ایم، خوانده شود، بهترین رابطه است و روزبه‌روز دل شما را نورانى‌تر خواهد کرد. آن جوان‌هایى که شب‌هاى قدر در مساجد، حسینیه‌ها و حرم‌هاى مطهر گرد هم آمدند، گریه کردند، دعا خواندند، قرآن سر گرفتند، احیاء گرفتند و دل‌هایشان را با نور محبت الهى نورانى کردند، این رابطه را حفظ کنند که از آن بهره‌مند خواهند شد. إن‌شاءاللَّه در طول زمان، در سال‌هاى دیگر، روزبه‌روز این رابطه بیشتر خواهد شد.
انسان از این راه هست که به کمال مطلوب و غایت خلقت خود، دست خواهد یافت.
موفقیت در همه‌ى میدان‌هاى زندگى هم به همین وابسته است
.

بیانات مقام معظم رهبری 1385/8/2

دل نوشت| خدایا! تقدیر ما را در شب قدر به گونه ای رقم بزن که در دنیا و آخرت،

بالاترین افتخار ما “شیعه بودن” باشد،

“شیعه ی واقعی حضرت امیر (ع)” همین و بس.

 

[ ٧ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 از حضرت امام رضا (علیه السلام)، روایت شده است که :

 "...یقدر فیها ما یکون فى السنه من خیر او شر اومضره او منفعه او رزق او اجل و لذلک سمیت لیلة القدر"

این شب را لیلة القدر نامیده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبیل خوبى، بدى، زیان، سود، روزى (معیشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گیرى مى شود.

عیون اخبار الرضا، ج 2 ، ص 116

دل نوشت| از آن بالا به این «العفوِ» قرآن به سر،
به این «الغوثِ» نفس‏بریده،
مهربان‏تر نگاه کن تا سرنوشت پیش رویم به یُمن عنایت امشبت سربلند شود...

[ ٦ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

در شب قدر دلم با غزلی همدم شد
بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

چارده مرتبه قرآن که گرفتم بر سر
در حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم
بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت
گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجره ی رویایی
چشم من، محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق
گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:
به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم
تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد
از محمد(ص)به محمد(ص) که میسر هم شد

من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم
که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت
شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من، بس که خراسان رفته است
تار و پود غزلم جاده ی ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش
خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم
برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده به او کار جهان مبهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت 
آی برخیز! که این قافیه یا «قائم» شد...

شعری از : سید حمیدرضا برقعی

دل نوشت| بارالها! شرح مبسوطی از گناهان خود را در دست گرفته‏ام تا در عیدگاه تو که همان شب‏های قدر است، لبیک‏گوی حَوِّل حالَنا اِلی اَحْسَنِ الْحالِ من باشی که در بیغوله‏های بی‏قراری خود، جز بن‏بستی از دیوارهای ناامیدی، چیزی با خود ندارم.

ای خدای علی، نیمه‏شبان، فانوسِ امید را در خرابه‏های جانم با قرص نانی از بخشش خود، برسان که چشم در راهم...

[ ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

امام حسین علیه السلام در سفارش به تقوا و بیان آثار آن می فرمایند:
«شما را به رعایت تقوای الهی سفارش می کنم؛ زیرا خداوند برای کسی که تقوای الهی را پیشه خود سازد ضمانت کرده است که احوالش را از آنچه ناخوش می دارد به آنچه دوست می دارد، دگرگون سازد و از آن راهی که هرگز گمان نمی کرد روزی اش را مقرر فرماید. پس بپرهیزید از این که در زمره کسانی باشید که از مردم بر گناهانشان بیمناکند ولی از کیفر گناه و کوتاهی های خود آسوده خاطر یا غافلند. هرگز کسی با فریب و حیله داخل بهشت نمی شود و کسی جز از طریق اطاعت از احکام الهی به کمالاتی که خداوند برای انسان مقدّر کرده است دست رسی پیدا نمی کند».

 تحف العقول؛ ص 170-171 

دل نوشت|  وقتی وجود خدا باورت بشه؛

خدا یه نقطه میذاره زیر باورت و میشه

یاورت....

[ ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤٦ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

در نماز کمتر کلمه اى به اندازه واژه «رحمت» بکار رفته است.

در آغاز سوره حمد و سوره پس از آن می گوئیم:

«بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم»،

بعد از «الحمدللَّه رب العالمین» می گوئیم: «الرّحمن الرّحیم»،

پس در هر رکعت سه بار عبارت «الرّحمن الرّحیم» را بکار مى بریم که در واقع شش بار کلمه رحمت را تکرار کرده ایم؛

و در هفده رکعت نماز، ده رکعت آن را با حمد و سوره می خوانیم که مجموعاً شصت مرتبه می شود.

تکرار لغت «رحمت» هر روز شصت مرتبه اگر با توجّه و حضور قلب باشد، در فرد و جامعه، رحمت انسانها را به جوش می آورد.

و اگر رحمت به جوش آمد کمک ها، محبّت ها، تعاون ها، خیرخواهى ها و عفو و گذشت ها ثمره آن خواهد بود.

و مردمى که تعاون و رحمت در میانشان زنده باشد قابلیّت دریافت رحمت هاى ویژه اى را خواهند داشت...

[ ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

خدایا ...

رمضان ماهِ مهمانی توست ...

سفره ات هر روزِِ سال پهن بوده ، 

ولی این روزها ، پذیرایی ها ویژه است ...

از خوانِ گسترده ات چشم و دلی سیر می خواهم ...

شکمِ سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای ...

الهی شکر !

نبرد انسان با نفس ،

و مثل آن روزها شعارِ همیشگی؛ جنگ جنگ تا پیروزی ست ...

و قصد خداوند پیروزی توست در نبردی که برایت آسانش کرده ،

پیروزی بر دشمنی تشنه و گرسنه؛

پس بر تو باد ظفر ، در جهادی اکبر...!

 

حضرت فاطمه سلام الله علیها فردمودند:

روزه دارى که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید، هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج ۲، ص ۴۴۹ مجمع الزّوائد: ج ۹، ص ۱۳۲٫. 

[ ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳٧ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

قطب الدین راوندی در کلامی از امام حسن(علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود:

«من قرأ القرآن کان له دعوة مجابة امّا معجّلة و إمّا مؤجّلة؛»

 هر کس قرآن بخواند، یک دعای مستجاب دارد، یا زود یا دیر.

مهج الدعوات، ج24، ح31 /  بحارالانوار، ج92، ص204، ح31

فایل صوتی از آیت الله العظمی بهجت (ره) 

درباره اینکه چرا قرآن معجزه است؟

دانلود

عکس از: زهرا جهان مبین 

[ ٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:٠٥ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
نقل خبر و مطلب از وبلاگ،‌ با درج نام وبلاگ کانون اقامه نماز "طه" بلامانع است
لینک دوستان
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ایجاد خبرنامه ایمیلی