قالب وبلاگ

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّهُ: الاْنْصافُ فِی الْمُعاشَرَهِ، وَ الْمُواساهُ فِی الشِّدِّهِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلی قَلْب سَلیم.

امام جواد - علیه السلام - فرمود:

سه خصلت جلب محبّت می کند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردی در مشکلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنویات.

کشف الغمّه، ج 2، ص 349

فایل صوتی مولودی خوانی به مناسبت میلاد حضرت امام جواد(ع)
مداحی: محمدرضا طاهری
دانلود

[ ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۸:۱٠ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

ولادت با سعادت باب الحوائج حضرت علی اصغر (علیه السلام) و ولادت مسعود ابن الرضا مولانا جواد الائمه الامام محمد تقی (علیه السلام) بر تمام شیعیان جهان مبارک.

[ ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

قالَ الکاظِمُ (ع): اِذا ماتَ المُؤمِنُ بَکَت عَلَیهِ المَلائِکَةُ وَ بِقاعُ الاَرضِ الَّتی کَانَ یَعبُدُ اللهَ عَلَیها وَ ابوابُ السَّماءِ الَّتی کانَ یُصعَدُ فیها بِاَعمالِهِ، وَ ثُلِمَ فِی الاِسلامُ ثُلمَةَ لایَسُدُّها شَییءٌ لاَِنَّ المُؤمینَ الفُقَهاءَ حُصُونُ الاِسلامِ کَحِصنِ سوُرِ المَدینَةُ لَها.

«مُنیة المُرید /30» «الکافی 1/47»

وقتی مؤمن بمیرد، فرشتگان و آن بُقعه ها و عبادتگاههای زمینی که خدا را در آن عبادت می کرده و درهای آسمانی که اعمالش از آنها بالا می رفته بر او گریه می کنند، و در اسلام شکاف و رخنه ای ایجاد شود که چیزی آنرا نبندد، زیرا مؤمنین دانشمند دژها و قلعه های اسلامند مانند دژهای اطراف شهر.

***

کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات. 
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود. 

منبع: کتاب "به سوی محبوب" و کتاب "برگی از دفتر آفتاب"

مشهد ربیع الثانی 1420

فایل صوتی از آیت الله العظمی بهجت "قدّس سرّه"

در رابطه با "هدف خلق انسان"

دانلود

[ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

خدایا همیشه راهی که تو به آن راهنمایی می کنی،
بهترین و نزدیک‌ترین و بی خطرترین راه است؛
مرا به آن راهنمایی فرما...

راه کسانی که محبین و شیفته‌گانت رفتند،
راهی که پاکان و انبیاء و اولیاء ات پیمودند،
راهی که از هر تاریکی و کجی به دور است،
بزرگراهی که حرکت با هر سرعتی در آن مجاز است،
بزرگراهی که نزدیک ترین راه رسیدن به توست،
همان صراط مستقیمی که انتهایش ملاقات توست...
إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ «الانشقاق/6»

خدایا هم راه را به من نشان بده، هم همراه راهم باش...

من هم توشه راهم را از تو می‌خواهم...
هم همسفرم را؛
خدایا طی راه بی همراه سخت است..
و کدام همراه بهتر از تو؟ و محبوب تر از تو؟

خدایا تنهایم مگذار که تنها همراهم تویی...
یا حبیب من لا حبیب له
و یا انیس من لا انیس له ...

پی نوشت: اولین شب جمعه ماه رجب که ماه ریزش رحمت الهی است، «لیلة الرغائب» خوانده می‌شود، «رغائب» جمع رغیبه به معنای پاداش‌های بسیار ارجمند و سَمین و گران‌سنگ است،‌ البته به معنای چیزی که مورد رغبت و میل و به معنای عطا و بخشش فراوان از آن یاد می‌شود.

کلمهٔ «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان می‌باشند. بنابر معنای اول «لیله الرغائب» شبی است که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن بسیار است و بندگان خدا در این شب گرایش زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با او دارند. بر پایهٔ معنای دوم «لیله الرغائب» شبی است که در آن عطاء و بخشش خدا بسیار است و بندگان خداوند با رو آوردن به بارگاه خدا و خشوع در برابر بزرگی خدا، شایستهٔ دریافت انعام و عطا و بخشش بی کرانهٔ خدا می‌شوند. همچنین «لیلة الرغائب» یعنی شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند دراین شب تمایل زیادی به رفتن به در خانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند، در این شب عطا و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روی آوردن به بارگاه قدس ربوبی و خاکساری در برابر عظمت حق شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بیکرانه حق می‌شوند.

[ ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

حضرت امام هادی النقی علیه السلام می فرمایند:
شخص‌ شکرگزار، به‌ سبب‌ شکر، سعادتمندتر است‌ تا به‌ سبب‌ نعمتى‌ که‌ باعث‌ شکر شده‌ است‌ . زیرا نعمت‌ کالاى‌ دنیاست‌ و شکرگزارى‌، نعمت‌ دنیا و آخرت‌ است‌ .

تحف‌ العقول‌، ص‌ ۵۱۲
عکس از : زینب السادات میرافضل

[ ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

فایل صوتی از شهید محمدابراهیم همت در رابطه با " داشتن اخلاص "

دانلود

پی نوشت: برای اینکه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما شود، باید اخلاص داشته باشیم. برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم، سرمایه میخواهد که ما از همه چیزمان بگذریم، و برای اینکه از همه چیزمان بگذریم، باید شبانه‌روز دلمان و وجودمان و همه چیزمان با خدا باشد. این‌قدر پاک باشیم که خدا کلّاً از ما راضی باشد. قدم برمیداریم برای رضای خدا، حرف میزنیم برای رضای خدا، شعار میدهیم برای رضای خدا، میجنگیم برای رضای خدا، همه چی، همه چی باید برای خدا باشد که اگر این‌طور بود، پیروزیم. چه بکشیم و چه کشته شویم، پیروزیم و هیچ ناراحتی نداریم و شکست معنا ندارد./

[ ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

صبر و هجر ِعاشقان دیگر بس است
انتظار ِ رهروان ، دیگر بس است

تا به کی ، سوز و گداز و عاشقی
گریه های بی امان ، دیگر بس است

کی رسد پایان بر این آخر زمان
فتنه ها در هر مکان دیگر بس است

تا به کی ظلم و جنایت در زمین
ناله ی مستضعفان دیگر بس است

منجی ِحق ، عاقبت از در درآ
بی تو بودن در جهان،دیگر بس است

کی رسد آن وعده ی دیدار ِتو
طعنه های این و آن دیگر بس است

پخته شد در رهگذار ِ روزگار
امتحانِ شیعیان ، دیگر بس است...

[ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

همه دوست داریم که محبوب خدا باشیم و خدا دوستمون داشته باشه و ازمون راضی باشه.
راهش اینه که خود خدا فرموده :

قُل إن کُنتُم تُحِبّون الله فاتّبعونى یُحببکُم الله و یَغفِر لَکم ذنُوبکم و الله غَفورٌ رحِیم
بگو: اگر خدا را دوست مى دارید، از من پیروى کنید تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است (1)

امام صادق سلام الله علیه :
قالَ اللَّهُ تبارکَ وتعالى: ما تَحبَّبَ إلیَّ عبدی بأحَبَّ مِمّا افْتَرَضتُ علَیه (2)

خداوند مى فرماید: بنده من با هیچ کارى پسندیده تر از انجام آن چه که بر او فرض کردم، محبوب من نمى شود.

1) آیه 31 سوره مبارکه آل عمران
2) الکافی جلد 2، ص 82، حدیث 5
میزان الحکمة ج 1، ص 503

[ ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

در این دشت آکنده از اندوه و مصیبت و بلا، در این درماندگى و ابتلا، تنها نماز مى تواند چاره ساز باشد...

 پس بایست! قامت به نماز برافراز و ماتم و خستگى را در زیر سجاده ات، مدفون کن؛

نماز، رستن از دار فنا و پیوستن به دار بقاست...

 نماز، کندن از دام دنیا و اتصال به عالم عقبى است...

تنها نماز مى تواند مرهم این دل افسرده و جگر دندان خورده باشد...

از کتاب آفتاب در حجاب/ پرتو سوم / ص 23

اندیمشک،پادگان دوکوهه، گردان تخریب / عکس از: حسین ونکی فراهانی

[ ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 آسمان هم به خشم آمده است

باز 'مغیره' ، 'زیاد' را به شام خوانده است

اینان همان پسران 'زیاد بن ابیه' اند

و کینه شان همان کینه ی جاهلی؛

هر چند خون تازه ات حجتی بود برای بینا شدنشان!

 اما امان از دل های مرده شان!

 و حتم دارم ، تو نیز هر کجا باشی چشم نگران حرم خواهر حضرت عشقی...

 و حال بهتر می فهمم حکمت 40 شبه قبر را!

 بار دیگر وهابیت، چهره غیر انسانی و ضداسلامی خویش را برای جهانیان آشکار کرد و با عملی أسف بار که هیچ دین و آیینی آن را پذیرا نیست،اقدام به هتک حرمت قرآن کریم، و رسول الله صلی الله علیه وآله نمودند وبا نبش قبرصحابی جلیل القدر رسول خدا صلی الله علیه و آله جناب حجر بن عدی رضوان الله علیه لکه ننگ دیگری را از خود بر جای گذاردند.

 شخصیت با عظمتی که از مسلمانان راستین و مؤمنان حقیقی و بندگان صالح خدا بشمار میرفت و در جنگ‌های صفین و جمل و نهروان،‌ در رکاب وصی بلافصل رسول خاتم و نفس اوحضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شمشیر زده بود.

 حقیقتاً برای جامعه اسلامی دردناک است که عده ای با منتسب نمودن خود به دین مبین اسلام، چهره کامل ترین ادیان را چنین جلوه می دهند و در طول تاریخ با قتل و غارت و خونریزی، سبب اسلام هراسی در اقصی نقاط جهان شده اند و دست به دست صهیونیزم جهانی در پی تخریب چهره واقعی پیامبر رحمت و آیین پاکش هستند.

 با کمال تاسف در طول تاریخ شاهد آن بودیم که این فرقه ضاله و منحرف، به کمک فتاوای کینه توزانه ی مفتی های بی تقوای وهابی، جسارت و اهانت های متعددی به بقاع متبرک مسلمین، از جمله قبور مطهر ائمه مظلوم بقیع علیهم السلام و حرمین عسکریین علیهماالسلام و قبر مطهر حضرت سکینه سلام الله علیها و... نمودند.

 سکوت معنا دار نهادهای بین المللی و مجامع حقوقی آنقدر در مذاق این گروه تکفیری حلاوت بخشید که این بار دست به جسارتی غیر انسانی زدند و حریم نورانی جعفر طیار برادر امیرالمومنین(ع) را به آتش کینه ی خود سوزاندند و با تخریب قبر مطهر شاگرد برجسته مکتب رسول خدا صلی الله علیه و آله جناب حجربن عدی، پیکر مبارک و سالمش را از قبر بیرون آوردند و به مکانی نا معلوم منتقل نمودند و اکنون گستاخانه ادعای نبش قبر ام المصائب و سه ساله ی سیدالشهدا (ع) می کنند....

 آگاه باشند و بدانند که ما فرزندان محرم و رمضانیم، و درس غیرت و ولایت پذیری را از عباس و زینب آموختیم و تا مطیع امر رهبریم این آرزو را به گور خواهند برد. ان شاءا...

 برادران و خواهران مسلمان در اقصی نقاط دنیا آگاه باشند: "دشمنان اسلام و در رأس آنها آمریکا و اسرائیل مى‌خواهند با تشویق کردن این جنایات، جنگ مذهبى و فرقه‌اى در میان مسلمین ایجاد کنند ولى به یقین با بیدارى اسلامى هرگز موفق نخواهند شد. "

[ ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

قابل توجه بازدیدکنندگان محترم؛

جهت دریافت خبرنامه از وبلاگ "کانون اقامه نماز طــه"، ایمیل خود را در بخش عضویت در خبرنامه وبلاگ وارد نمایید.

[ ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۸:٠۳ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

خواهشمند است پاسخ خود به سئوالات ذیل را ، با ذکر نام و نام خانوادگی، رشته تحصیلی، سال ورود و شماره تماس، به پست الکترونیکی دفتر فرهنگ اسلامی دانشکده علوم پایه ارسال نمایید. 

Farhangi_payeh@iau_tnb.ac.ir 

سوالات در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۸:٠۱ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

ای کاش
« تــــــــــــو »
باران بودی،
گاه و بی گاه
به من
سر می زدی؛
می آمدی
و به دنیایم
رنــگ دیگر می زدی! 

یا مهدے ادرکـنی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ ...

 

[ ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

مادر که شما باشی ، دلم می خواهد هر لحظه برایتان بهانه بگیرم
بهانه هایی که ختم شوند به یک "مادر" گفتن از من و یک "نگاه مادرانه" از شما
اصلا قصه ی مادرها با همه ی قصه های دنیا فرق دارد؛

پای مادر که وسط باشد ، دل ، سخت کم طاقت می گردد...
«مادر» واژه ی دلنشینی ست؛

و خیلی دلنشین تر وقتی که شما را به این نام می خوانم...

مادر که شما باشی ، "مادر مادر" گفتن ، هم بغض دارد ، هم مستی ...

[ ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

قرآن گشودم آیه ی محشر بیاورم
می خواستم که سوره ی کوثر بیاورم

من کیستم زِ فاطمه سر در بیاورم؟
باید کسی شبیه پیمبر بیاورم

هنگام وصفت، عقل مرا ترک می کند
معراج رفته، شأنِ تو را درک می کند

با نورِ تو، زمین شرف آسمان گرفت
چهل روزِ مصطفی، ثمری بی کران گرفت

پا بر زمین گذاشتی و خاک جان گرفت
تا آمدم بگویم: زهرا، زبان گرفت

گفتم که رخصتی بده بهتر بخوانمت
مِهرت اجازه داد که مادر بخوانمت...

سالروز مـیلاد خجسته فاطمه زهرا ( س )، سرور بانـوان جهان، عطای خداونــد سبــحان، کوثـر قرآن، همتای امیر مومنان و الگـوی بی بـدیل تمام جهانیان بر تمامی شیعیان تبریک و تهنیت باد …

 

[ ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 آتشی که نمى سوزاند" ابراهیم " را
و چاقویی که سر نمیبرد " اسماعیل " را
و دریایى که غرق نمی کند" موسى " را
کودکی که مادرش او را 
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
و دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد...

آیـا هـنـوز هـم نـیـامـوخـتـی ؟!
کـه اگـر هـمـه ی عـالـم
قـصـد ضـرر رسـانـدن بـه تـو را داشـتـه بـاشـنـد،
و خـــدا نخـواهد، " نــمــی تــوانــنــد "؛

پـس...
به " تـدبـیـرش " اعتماد کن؛
به " حـکـمـتـش " دل بسپار؛
به او " تـوکـل " کن؛
و به سمت او " قــدمــی بـردار "؛

تا آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی . . .

مسجد جامع شهر قمصر / عکس از :  محسن میرزابیگی

[ ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 یاران ! نظر کنید بر این آب نیلگون / کز خون عاشقان وطن گشته غرق خون

امواج بی امان که بپیچد درون آب / هر موج سهمگین که برآید ز اندرون

فریاد موج های بلند خلیج عشق / آن غرشی که میجهد از قلب آن برون

آن نعره های محکم مردان سینه چاک / فریاد دادخواهی عشاق بیستون

پیچد در آسمان همه یک سو ویک صدا / چون ضربتی که دولت دشمن کند نگون

دهم اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس گرامی باد.

[ ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

کتاب "پایی که جا ماند"، نوشته سید ناصر حسینی‌پور است که در دی ماه سال 1390 رونمایی شد. رسیدن به چاپ نوزدهم در طی سه ماه نشان دهنده گیرایی و جذابیت این کتاب برای مخاطب است اما این، همه‌ی ویژگی های منحصر به‌فرد این کتاب نیست.

راوی اتفاق‌های روزانه در پایان همان شب می نوشته است و این یعنی ذکر دقیق جزئیات و اتفاق‌ها. از طرفی همین نگارش روزانه و در دل حوادث موجب شده است تا روایت کتاب از گرما و احساس خاصی برخوردار باشد. مثلا دیوار نوشته های اردوگاه هم در کتاب از قلم نیفتاده است و نگهبان‌ها به صورت مختصر توصیف شده اند.

نکته دیگر این است که بر خلاف اکثر خاطرات اسارت که از بازداشتگاه ها شروع می شود، این کتاب نحوه اسارت راوی و همچنین نوع برخورد عراقی ها با او را نیز بیان می کند. شرح مکالمه و حتی مجادله های صورت گرفته میان او و بازجوهای عراقی یکی دیگر از امتیازهای این کتاب است. بیان اعترافهای سربازان عراقی درباره جنگ و ناحق بودن‌شان نیز در کتاب آمده است و طبیعتا بیان سفاکی های افسران عراقی و پای‌مردی اسیران ایرانی هم در کتاب به چشم می خورد.
اگر فکر می کنید درباره دوران اسارت رزمنده های ایرانی در عراق چیز زیادی می دانید، این کتاب را از دست ندهید تا نظرتان تغییر کند. البته شاید حسینی پور تیر آخر را همان اول کتاب زده باشد. تیری که مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری از نشستن آن به هدف در اولین برخوردش با کتاب خبر می دهد:

«یک روز وقتی به دفتر کارم رسیدم، نگاهم به میزی افتاد که دو جزوه قطور روی آن گذاشته شده بود، اول ناراحت شدم که در شلوغی کارها، این دیگر چیست؟ بعد از دقایقی آن را ورق زدم و رسیدم به تقدیمیه کتاب، همان‌جا ماندم و تا چند روز جلوتر نرفتم. وقتی دیدم این کتاب به کسی تقدیم شده که شکنجه‌گر این آزاده بوده است، اولین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که این شخص برای اسارتش و به تبع آن برای جنگیدنش، معنای عالی قائل بوده است. تا مدت‌ها من و این متن مانده بودیم و به هم نگاه می‌کردیم تا اینکه خواندن آن را شروع کردم و یک ماه طول کشید.»

آن چند خط که این‌طور یک ماه سرهنگی را معطل کرد این بود: «این کتاب را به "ولید فرحان" خشن‌ترین گروهبان بعث عراق تقدیم می‌کنم!

نمی‌دانم! ... شاید در جنگ‌های خلیج فارس توسط بوش پدر یا بوش پسر کشته شده باشد. شاید هم هنوز زنده باشد. مردی که اعمال حاکمانش باعث نفرین ابدی سرزمینش شد. مردی که مرا سال‌ها در همسایگی حرم مطهر جدم شکنجه کرد. مردی که هر وقت اذیتم می‌کرد، نگهبان شیعه عراقی، علی جار الله در گوشه‌ای می‌نگریست و می‌گریست. شاید اکنون فرحان شرمنده باشد. با عشق فراوان این کتاب را به او تقدیم می‌کنم، به خاطر آن همه زیبایی که با اعمالش آفرید و آنچه بر من گذشت جز زیبایی نبود.»

کتاب «پایی که جا ماند» در قطع رقعی و 768 صفحه با شمارگان 2500 نسخه و بهای 140 هزار ریال از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

آدرس فروشگاه مرکزی انتشارات سوره مهر: تهران - خیابان حافظ - خیابان سمیه - بین نجات اللهی و حافظ - جنب خانه عکاسان حوزه هنری/ تلفن: 2-88949791

قرائت بخشی از این کتاب توسط نویسنده آن،سید ناصر حسینی پور

[ ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

از این پس هر هفته بخشی با عنوان "سیر مطالعاتی" روی وبلاگ قرار خواهد گرفت که با معرفی و شرح اجمالی پیرامون محتوای یکی از کتب ارزشی، اطلاعات مفیدی را در اختیار مخاطبان قرار می دهد.

امید است با انجام این امر، در راستای اعتلای سطح فرهنگ کتاب و کتابخوانی گام برداریم.

منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان هستیم.

[ ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

گفتم که الف، گفت دگر، گفتم‎‎هیچ         در خانه اگر کس است یک حرف بس‎‎است
بارها گفته‌ام و بار دیگر مى‌گویم: کسى‎‎که بداند «هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین ‏اوست»، احتیاج به هیچ وَعْظى [و نصیحتی] ندارد. [اینچنین آدمی] مى‌داند چه باید بکند و ‏چه باید نکند، مى‌داند که "آنچه را که مى‌داند باید انجام دهد و‎‎آنچه که نمى‌داند باید ‏احتیاط کند"‏‎.‎‏
 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
 
به نقل از کتاب: برگى از دفتر آفتاب، شرح حال آیت اللّه بهجت؛ رضا باقى زاده پُلامى

[ ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشتِ ستم، کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر، شبِ سرد ما سَحَر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد...
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
[ ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

آمده بود خانه. در کنار خانواده خیلی شاد و سرحال بود. می گفت و می خندید. آخر هفته ها همیشه از پادگان به خانه می آمد.

آن زمان من در مقطع دبیرستان مشغول بودم. با هم سر سفره بودیم. من خیلی خسته بودم. بعد از شام رفتم و سریع خوابیدم.

نیمه های شب بود. حدود ساعت سه. با صدایی از خواب پریدم! از جا بلند شدم. با تعجب از اتاقم بیرون آمدم. با چشمانی گرد شده به اطراف نگاه می کردم. به دنبال علت صدا بودم. یک نفر با حالتی محزون گریه می کرد!

صدا از داخل اتاق محمد بود. ناله جانسوزی داشت. مرتب گریه می کرد و می گفت: الهی العفو....

از صدای او خواهرانم هم بیدار شدند. محمد مشغول نماز شب بود. حال عجیبی داشت. حال او تا موقع اذان صبح به این صورت بود. بعد هم نماز صبح را خواند. بعد از نماز تا زمان طلوع آفتاب مشغول زیارت عاشورا و قرآن شد. البته محمد همیشه اینگونه بود اما این اواخر تهجد و عبادت او بیشتر شده بود.

ساعتی بعد وقتی برای صبحانه آمد حالتش متفاوت بود. شاد بود. می گفت و می خندید. برای من عجیب بود. گریه نیمه شب، ناله و ... حالا هم خنده!

بعدها در کلام بزرگان دین این مطلب را خواندم:

نماز شب و گریه از خوف خدا، نشاط در روز را به همراه دارد.

بعد از صبحانه با هم رفتیم بیرون. در راه با من صحبت کرد. از اهمیت یاد پروردگار گفت. از نماز شب. از بیداری در سحر. بعد پرسید: مگه برای نماز شب بیدار نمی شی؟! گفتم: چرا، اما بیشتر مواقع با خودم می گم حالا زوده. کمی بخوابم و دوباره بلند شوم. وقتی هم بیدار میشم اذان را گفتند.

محمد گفت: مواظب باش! شیطان خیلی تلاش می کنه که انسان نماز شب نخونه. بعد به احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره کرد که فرمودند:

بر شما باد نماز شب حتی اگر یک رکعت باشد. زیرا نماز شب انسان را از گناه باز می دارد. خشم پروردگار را خاموش می کند و سوزش آتش جهنم را برطرف می سازد. (کنزالعمال ج 7 ص 791)

خاطره ای از علی تورجی زاده (برادر شهید تورجی زاده) / برگرفته از کتاب یا زهرا

[ ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟

مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»، سوگ نشین فرزندی شد که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!

مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان، که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!

مادری که یک عمر، دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه هایش را، حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه السلام همراهی کرد!

مادری که «ام البنین علیهاالسلام » بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه ها روایت می کرد!

مادری که حتی کوچه های «مدینه»، مرثیه سرای اندوه سترگ او شدند و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!

مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»، عالی ترین سرشت همسری اش بود و «صحبت»، بالاترین باور مهر پروری اش!

مادری که برای همیشه، با ناله های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می کند!

مادری که بعد از شهادت «عباس علیه السلام»، دیگر به ماه نگاه نکرد و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی اش را از دست داد!

مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را نه تنها در مدینه، که از صحن مطهر کربلا می توان شنید! درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی نظیرش باد!

روح آسمانی اش، در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد...

[ ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
نقل خبر و مطلب از وبلاگ،‌ با درج نام وبلاگ کانون اقامه نماز "طه" بلامانع است
لینک دوستان
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ایجاد خبرنامه ایمیلی