قالب وبلاگ

امروز می خواهم چند تا فیلتر شکن (Filter Breaker) برای شما معرفی کنم این فیلتر شکن ها صد در صد تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می تونید بدون هیچ تردیدی ازشون استفاده کنید.البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلتر شکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود داره که بسیار مخرب اند و سیستم شما رو به هم می ریزند .شما هم به هدفی که دارید نمی رسید ،یعنی بجای اینکه فیلتر شکنی بکنند برای انسان فیلتر درست می کنند.
پس حتماً حتماً دانلود کنید ...
سعی کردیم چند ورژن مختلف براتون ارائه کنیم که نهایت استفاده رو ببرید:

1. نــمـــــاز : بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده
خصوصیت مهم این فیلتر شکن اینه که مانع میشه انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کنه ...

اگه باور نداری این آیه رو بخون
" ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر
عنکبوت/44 "

2. قــــــرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند
برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.

3. ولـایـــت : این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه و کاملا تست شده .
برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشه و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا بنفک وجودش باشه.

4. محبت اهل بیت : متاسفانه این نوع فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده اند و به گفته ی صاحبانشان استفاده از آن ها برای کسانی مفید است که :
واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند

5. اذکار: این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود.

اخطار اخطار اخطار !!!
در مورد این نوع از فیلتر شکن ها باید بگویم نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد مواظب باشید.
دلیل فیلتر شدن !!! : وقتی انسان ها گناه میکند به دلیل جهلشان به ازای هر گناه یک قدم از خدا دور می شوند؛
این فیلترها بر چشمانمان ؛ گوش هایمان ؛ و قلب ما سیطره می زند و اگرکسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد … ان شا الله … به راه مستقیم هدایت می شود.
از نسخه های اصلی و اورجینال استفاده کنید ؛ نه نسخه های کرک شده !!!

http://mojahed113.parsiblog.com

[ ۳٠ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٦:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: چرا پیش از نماز اذان و اقامه مستحب است، ولی در مورد عبادات دیگر چنین نیست؟

حضرت فرمود: به خاطر این که نماز، شبیه حالتهای مختلف انسان در قیامت است. اذان به «نفخه ی اوّل» شباهت دارد که با نفخه ی اوّل (و دمیدن اسرافیل در صور) همه ی مردم می میرند و از همین جاست که نشستن و سجده کردن بعد از اذان، مستحب است، (سجده اشاره به مرگ و بازگشت انسان به خاک و زمین است) و اقامه ی نماز، شبیه «نفخه ی دوّم» است (که با دمیدن اسرافیل در صور، در مرتبه ی دوّم، مردگان زنده می شوند) که خدای متعال فرمود: «وَاستَمِع یَومَ یُنادِ المُنادِ مِن مَّکانٍ قَرِیبٍ»1 و گوش فراده و منتظر روزی باش که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد.

و قیام در نماز مانند برخاستن مردم از قبرهاست چنانکه فرمود: «یَومَ یَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ العالَمین»2 روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند.

و بلند کردن دستها هنگام گفتن تکبیرة الاحرام، شبیه دست دراز کردن برای گرفتن نامه ی اعمال در قیامت است، که خدای بزرگ فرمود: «إِقرأ کِتابَکَ کَفی بِنَفسِکَ الیَومَ عَلَیکَ حَسیباً»3 (و به او می گویی) کتابت را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خویش باشی.

و رکوع نماز، به خضوع خلایق در پیشگاه خالق شباهت دارد؛ چنانکه فرمود: «وَ عَنَتِ الوُجُوهُ لِلحَیِّ القَیُّومِ»4 و (در آن روز) همه ی چهره ها در برابر خداوند حیّ قیّوم، خاضع می شود.

و سجودِ نماز، شبیه سجود بندگان برای خدای جهان (در قیامت) است که فرمود: «یَومَ یُکشَفُ عَن ساقٍ وَ یُدعَونَ اِلَی السُّجُودِ» 5 (به خاطر بیاورید) روزی را که ساق پاها (از وحشت) برهنه می گردد و دعوت به سجود می شوند.

و تشهّدِ نماز شباهت دارد به زانو زدن خلایق در پیشگاه خدای متعال در روز قیامت

ورود به بهشت و دوری از جهنم:

امام محمد باقر(ع) می فرمایند:"هر کس نماز واجب را در حالی که عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای که چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد که او را عذاب نکند، و کسی که درغیر وقتش به جا آورد در حالی که چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش کند.

وسائل الشیعه، ج 3، ص 81 ، ح 23 /  ص 78، ح 11

[ ۳٠ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤٠ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

طُـــــــــــــــــــــــــوبَى لِعَبْدٍ نُوَمَةٍ عَرَفَهُ اللَّهُ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ النَّاسُ أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الْهُدَى- وَ یَنَابِیعُ الْعِلْمِ یَنْجَلِی عَنْهُمْ کُلُّ فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ لَیْسُوا بِالْمَذَایِیعِ الْبُذُرِ وَ لَا بِالْجُفَاةِ الْمُرَاءِینَ

خوشا به حال بنده گمنامی که خدا او را شناسد و مردم او را نشناسند؛ آنها چراغ هدایت و سرمایه های دانش هستند، به واسطه آنها هر فتنه تیره و تاری بر طرف گردد، آنها نه فاش کننده اسرارند و نه ناسپاس ، نه ریا کارو خودنما.

کافی ، ج2، ص: 225

 

[ ٢٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۳:٠٧ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

با عنایت به مشکلاتی که امام رضا(ع) در ارتباط حضوری با شیعیان در زمان حیات خود و زندگی در خراسان آن روز داشتند، توصیه ها و مسائل مد نظر را از طریق مکاتبه و توسط نمایندگان خود در بلاد مختلف به اطلاع مردم می رساندند. یکی از اسناد موجود، نامه ایشان به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) است که در آن زمان در ری زندگی می کردند.

شیخ مفید در کتاب خویش، پیام جامع، آموزنده و جالبی را از امام رضا(ع) آورده است که آن بزرگوار آن پیام را، به وسیله حضرت سیدالکریم عبدالعظیم حسنی(ع) به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) فرستاده اند.

متن پیام آن بزرگوار این است:

بسم الله الرحمن الرحیم
یا عبدالعظیم!
أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست. دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.

به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز ، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد. جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم.»

 حجت الاسلام قرائتی در سخنرانی در شرح این نامه گفتند: پیام امام رضا(ع)، پیام خیلی مهمی است. انگار این شفای دردهای امروز جامعه‌ ماست. امام توصیه می کند که مردم راه شیطان را در خودشان باز نکنند.

امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی فرمود: به شیعه‌ها بگو دیدن همدیگر بروند. «فَإِنَّ ذَلِکَ قُرْبَةٌ إِلَی‏» اگر می‌خواهید به من نزدیک شوید، دیدن همدیگر بروید. «وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» «تَمزیق»، «کُلَّ مُمَزَّق‏» (سبأ/7) در قرآن است. «تمزیق» یعنی تخریب. «وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» همدیگر را خراب نکنید. «وَ لَا یَشْغَلُوا» مشغول نکنید «تَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» او این را خراب می‌کند.

امام رضا(ع) فرمود: من نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعیان را بریزد. تعهد کردم. که کسی که آبروی مؤمنی را بریزد، «دَعَوْتُ اللَّهَ» دعا می‌کنم، که چه؟ «لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنْیَا أَشَدَّ الْعَذَاب‏» در دنیا به زندگی نکبتی گرفتار شود «وَ کَانَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِین‏» خیلی امام رضا دلش درد می‌آید. امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی(ع) فرمود: به شیعیان من بگو آبروی همدیگر را نریزید. من امام رضا(ع) نفرین کردم به کسی که آبروی کسی را بدون دلیل بریزد. اگر حتی تازه دلیل داری، شما حق نداری آبرویش را بریزی. باید به قوه‌ قضاییه بگویی: بابا این پرونده! برد و خورد و هرچه دلیل داری از مسیرش اقدام کنید.

امام رضا فرمود: من تعهد کردم نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعه را بریزد.«وَ عَرِّفْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لِمُحْسِنِهِمْ وَ تَجَاوَزَ عَنْ مُسِیئِهِمْ إِلَّا مَنْ أَشْرَک بِه‏» خداوند خوب‌ها را می‌بخشد، از بدهای شیعیان بد هم می‌بخشد، مگر کسی که یا مشرک باشد، «أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏» الله اکبر! امام رضا فرمود: خدا همه‌ شیعیان را می‌بخشد جز دو رقم شیعه! شیعه‌ای که مشرک شود. شیعه‌ای که مؤمنی را اذیت کند. «آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏»

امام رضا فرمود: خدا شیعه را می‌بخشد جز دو گروه! شیعه‌ای که مشرک شود، «أَشْرَکَ بِه‏»، «أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏»، «أَوْ أَضْمَرَ لَهُ سُوءا» یا در دلش بدخواه باشد. اصلاً دلش بخواهد فلانی خراب شود. یعنی در دلش بدخواه باشد. «فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَرْجِع‏» خدا یک چنین آدمی را نمی‌بخشد، جز اینکه از اذیت کردن برگردد. «وَ إِلَّا نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» کسی که مؤمنی را اذیت کند، مؤمنی را تخریب کند «نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» خداوند روح ایمان را از قلبش می‌گیرد. کار به آیت‌الله و فوق دیپلم و لیسانس و دکتر ندارد.

امام رضا پیغام داد، آبروی همدیگر را نریزید. آبروی همدیگر را بریزید، نفرینتان می‌کنند. از ولایت خدا دور هستید. در همین دنیا عذاب شدید می‌شوید. در آخرت نصیبی ندارید. آبرو ریختن خیلی خطر دارد. این نکته‌ای است که امام رضا فرمود از طریق عبدالعظیم حسنی...

[ ٢٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۳:٠٠ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 به بهانه میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)...

معرفی الگو و اسوه هایی برای «زندگی بهتر» از برنامه‌های تربیتی است که در شریعت اسلام مورد توجه قرار گرفته است.

قرآن کریم با بیان داستانهایی از زندگی پیامبران گذشته به معرفی سبک زندگی آنان به عنوان شیوه زندگی الهی پرداخته است. این شیوه بین مسلمانان تحت عنوان «سیره و سنت» پیامبر و ائمه معصومین(ع) ملاک تعیین روش زندگی قرار گرفته است. علاوه بر پیامبر خاتم(ص) و امامان معصوم(ع)، چهره‌های دیگری نیز در امت اسلام شناخته شده اند که به واسطه پیروی از سیره و سنت رهبران شریعت به عنوان الگوی مسلمین در زندگی فردی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفته اند.
حضرت عبدالعظیم یکی از شخصیتهای ثانوی شیعه است که تجربه همنشینی با چهار امام معصوم را داشته است. او از محدثین و راویان حدیث است که مورد وثوق امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بوده است. او که نسبش به امام حسن مجتبی(ع) می‌رسید، به «حسنی» شهرت یافت.
عبدالعظیم حسنی که ایرانیان او را شاه عبدالعظیم می‌نامند، دو ویژگی برجسته دارد؛ نخست نسبش که به واسطه چندین نسل به امام مجتبی(ع) می‌رسد و سپس علم و فضل او. پرسش این است که عبدالعظیم(ع) به واسطه کدامین ویژگی اش شهرت یافت و مورد وثوق ائمه(ع) قرار گرفت، آیا نسب او مایه شهرتش شد یا علمش؟ یا اینکه مولفه دیگری در زندگی او باید جست؟اگر تنها نسب او را واسطه فیض بدانیم، بی گمان راه به خطا برده ایم چرا که امامزادگانی بوده اند که به واسطه خروج از مسیر ولایت و محکم کردن کمربند دشمنان اهل بیت(ع) شهرتی سیاه یافتند و گاه چون «جعفرکذاب» صفاتی به آنها منسوب شد که اهداف سیاسی و اعتقادی شان را روشن ساخت بنابراین صرف منسوب بودن به خاندان پیامبر(ص) دلیل برتری یافتن عبدالعظیم نشد. اما بعد دوم شخصیت سید حسنی، وجهه علمی اوست. از آنجا که در آموزه‌های دینی ما توجه به علم آموزی بسیار دیده می‌شود، گمان می‌رود که شهرت عبدالعظیم(ع) به واسطه این ویژگی‌اش باشد. این حدس دور از صحت نیست اما نباید از خاطر برد که صرف دانستن فنون علمی نمی‌تواند دلیل رستگاری شخصی شود، علم بدون تعهد ممکن است شهرت آور باشد، اما سعادت آور نیست. بنابراین باید برای یافتن راز ماندگاری نام و راه سید حسنی به دنبال ویژگی دیگری بود. یکی از ویژگی‌های مهم عبدالعظیم این است که مورد اعتماد ائمه (ع) در بیان صحیح و بدون کم و کاست مطالب مربوط به دین است. به همین دلیل است که امام هادی او را دوست خود می‌دانستند. 
در تاریخ زندگی او هجرت به ایران به چشم می‌خورد که بررسی شرایط روزگار حیاتش این نکته را روشن می‌سازد که سید حسنی تنها به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی و برای تبلیغ شریعت محمدی عازم ری شده و زندگی پنهانی و سختی را برای ارتباط با شیعیان در پیش می‌گیرد. شاید بتوان بزرگترین دلیل جاودانه شدن مرام عبدالعظیم را هجرت برای بقای دین و پرهیز از زندگی بی تفاوت نسبت به سرنوشت جامعه درکنار سایر ویژگی‌های شخصیتی او دانست. چراکه او برای نپذیرفتن «ذلت تایید حکومت فاسقان» راه آوارگی را در پیش گرفت و برای بقای شریعت محمدی زندگی در سرداب را بر زیستن در کاخ شاهانه ترجیح داد تا مصداق «ان الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم فی سبیل ا... و الذین آووا و نصروا اولئک بعضهم أولیاء بعض»(انفال، آیه 72) قرارگیرد. 

[ ٢٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

چشمان ابریِ مرا به دل نگیر؛

بارانْ نمی‌شوم؛

من این بغضِ نشکستنی را؛

تا ابد، نذر بودنِ تو کرده ام ...

السلام علیک یا أباصالح المهدی ادرکنی «عج»

اللهـــــم عجـــل لولیکــــــــــ الفــــــــــرج

[ ٢٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 تو گردان شایعه شد .نماز نمی خونه! گفتن: تو که رفیق اونی، بهش تذکر بده 
باور نکردم و گفتم : لابد می خواد ریا نشه، پنهانی می خوانه ... 
وقتی دو نفری توی سنگر کمین جزیره ی مجنون، بیست و چهار ساعت نگهبان شدیم،
با چشم خودم دیدم که نماز نمی خواند! توی سنگر کمین، در کمینش بودم تا سر حرف را باز کنم . تو که برای خدا می جنگی، حیف نیست نماز نخونی ... 

لبخندی و گفت : یادم می دی نماز خوندن رو !

گفتم: بلد نیستی!؟ گفت: نه، تا حالا نخوندم !

همان وقت داخل سنگر کمین، زیر آتش خمپاره های شصت دشمن، تا جایی که خستگی اجازه داد، نماز خواندن را یادش دادم . توی تاریک روشنای صبح، اولین نمازش را با من خواند. دو نفر نگهبان بعد با قایق پارویی که آمدند و جای ما را گرفتند. سوار قایق شدیم تا برگردیم. پارو زدیم و هور را شکافتیم. هنوز مسافتی دور نشده بودیم که خمپاره شصت توی آب هور خورد و پارو از دستش افتاد. آرام که کف قایق خواباندمش ...
لبخند کم رنگی زد. با انگشت روی سینه اش صلیب کشید و چشمش به آسمان یکی شد...

[ ٢٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 بیداری در هنگام سحر و همچنین بعد از اذان صبح تا طلوع آفتاب، در آموزه های دینی مورد تاکید فراوان قرار گرفته و برکات بسیاری برای این امر ذکر شده است. قطعا راز و نیاز و ارتباط خالص با آفریدگار هستی که سرمنشا آرامش و طمأنینه در زندگی ما می شود، اولین و مهمترین فایده بیداری در بین الطلوعین است و علاوه بر برکات معنوی، برکات مادی سرشاری نیر از این رهگذر نصیب انسان می شود.

 یکی از بهترین و نافع ترین لحظات عمر انسان هنگامه سحر و صبح است. به همین دلیل برنامه ریزی برای آن نیز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بهترین حالت آن است که انسان مؤمن در هنگامه شب، غذای سبکی بخورد و مقداری زودتر بخوابد تا بتواند در هنگام سحر برخیزد و نماز صبح را نیز در وقت فضیلت آن اقامه نماید و پس از آن نخوابد و وقت خویش را در قرائت قرآن، مطالعه و تفکر سپری نماید.

قال الامام الرّضا - علیه السلام - : الْمَلائِکَهُ تُقَسِّمُ أرْزاقَ بَنی آدَمِ ما بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلی طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فیما بَیْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ.

امام رضا- علیه السلام - فرمود: ما بین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ، ملائکه الهی ارزاق انسان ها را سهمیه بندی می نمایند، هرکس در این زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد.

وسائل الشّیعه، ج 6، ص 497، ح 6533

[ ٢٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

از این پس قسمتی با عنوان "ره توشه"، که شامل قطعاتی کوتاه از سخنرانی بزرگان و علما می باشد، بر روی وبلاگ کانون طه قابل دسترسی خواهد بود.

ضمنا از کلیه علاقه مندان دعوت می شود فایل های صوتی و تصویری خود را از طریق آدرس پست الکترونیکی kanoonetaha@yahoo.com در اختیار کانون طه قرار دهند تا بر روی وبلاگ کانون قرار گیرد.  

روابط عمومی کانون طه

 

 فایل صوتی با عنوان " خدا تو را می بیند "

دانلود

فایل صوتی با عنوان " عبادت واقعی "

دانلود

فایل صوتی درباره " اثرات دعا " 

دانلود

[ ٢٥ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 امام باقر علیه السلام :
هیچ بنده ای از شیعیان و طرفداران ما نیست که به نماز برخیزد مگر آنکه به شمار مخالفین او فرشتگان بر او گرد آمده؛
و در پشت سرش به نماز می ایستند و برای او در پیشگاه خداوند عزوجل دعای خیر می کنند تا از نماز خود فارغ شود. 

من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 311

عکس از : سجاد صادقی آرانی

[ ٢۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

یکی از موانع حضور قلب،
بیهوده گویی و پرگویی در بیرون از نماز است. بیهوده گو، کسی است که مواظبت بر زبان خود ندارد و زبان را بدون موافقت قلب، ایمان و عقل به حرکت در می آورد. چنین شخصی هیچ ملاک و معیاری برای سخن گفتن ندارد و هر چه در ذهن پدید آمد، بدون تعقّل، مطرح می نماید. 
امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: 
«لا تکثُروا الکَلامَ فی غیرِ ذکرِ الله فانّ الّذین یکثُرونَ الکلامَ فی غیرِ ذکراللهِ قاسیةٌ قلوبُهُم و لکن لا یعلَمُون؛
در غیر ذکر خدا، زیاد سخن نگویید به راستی آنان که در غیر ذکر خدا پر حرفی کنند، دلهایشان سخت و قسی می شود، لیکن خودشان نمی دانند». 

عارف ربّانی و فیلسوف بزرگ علامه طباطبایی ـ رحمة الله علیه ـ فرموده است: 
«من از سکوت آثار گرانبهایی را مشاهده کرده ام.
چهل شبانه روز سکوت اختیار کنید و جز در موارد لازم سخن نگویید و به فکر و ذکر خدا مشغول باشید تا برایتان صفا و نورانیّت حاصل شود». 

آیت الله شاه آبادی استاد عرفان امام خمینی (ره) نیز می فرماید : 
ذکر که می گویید ذکر شما مثل تلقین کردن برای بچه باشد 
و این ذکر را به قلب خود تلقین کنید اگر این طور باشید وذکر را با حواس جمع بگویید به مرحله ای می رسید که برایتان حضور قلب حاصل می شود .

و راهی آسان برای حضور قلب داشتن در نماز :
قبل از نماز دعا کنیم خدایا به من حضور قلب بده. 
و در آخر 
روزى از آیت الله بهجت سؤال شد: در هنگام نماز چگونه مى توانیم حضور قلب را در خودمان به وجود بیاوریم؟ 
فرمودند: 
یکى از عوامل حضور قلب این است که در تمام بیست و چهار ساعت باید حواسّ (باصره، سامعه و ...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا براى تحصیل حضور قلب باید مقدماتى را فراهم کرد، باید در طول روز گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم و این یکى از عوامل تحصیل حضور قلب مى باشد.

عکس از : امیررضا توسلی

[ ٢۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

[ ٢٠ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

خدایا...

ما به امید "رازدار" بودنت، "راز" دار شدیم...

و شرم نکردیم از زیادی رازها و گناه ها، یا ستارالعیوب!

وَ بِرَحْمَتِکَ أَخْفَیْتَهُ وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ...

[ ٢٠ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 روزگاریست در این کوچه گرفتار توام
با خبر باش که در حســـرت دیدار توام،
 گفته بودى که طبـــــیب دل هر بیمارى،
پس طبیب دل من باش که بیمــــار توام

امام سجاد(علیه السلام) فرمودند :

« کسی که در روزگار غیبت قائم ما ، در امر ولایت ما ثابت قدم واستوار باقی بماند و نلغزد ، خداوند پاداش هزار شهید مانند شهدای جنگ های بدر و اُحد را به آن ها عطا می فرماید. »

بحارالأنوار ، علامه مجلسی ، ج52 ، ص135

[ ۱٩ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

نام مبارک حضرت محمد(ص) در قرآن چهار بارآمده است که عبارتند از سوره محمد آیه 2. آل عمران آیه 144 . سوره احزاب آیه 40 . سوره فتح آیه 29 .

نام احمد هم از اسامی ایشان بوده که یک بار در سوره صف آیه 6 آمده است. البته برای پیامبر اسلام (ع) القاب متعددی وجود دارد از جمله : عبدالله ،خاتم النبیین؛ رحمة للعالمین، رسول اللّه ، نبى اللّه، امین، امّى، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم و... که در قرآن آمده است.در ادامه متن آیات و ترجمه و تفسیری از آیاتی که نام مبارک محمد(ص) در آن ها آمده است را مشاهده می نمایید:

1) آل عمران، آیه 144: "وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرینَ".
ترجمه آیه: و محمد جز فرستاده‏اى که پیش از او [هم] پیامبرانى [آمده و] گذشتند نیست آیا اگر او بمیرد یا کشته شود از عقیده خود برمى‏گردید و هر کس از عقیده خود بازگردد هرگز هیچ زیانى به خدا نمى‏رساند و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش می دهد
تفسیر آیه (خلاصه تفسیر المیزان):....
(وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل ):(و محمد نیست جزپیامبری که پیش از او نیز پیامبرانی بودند و از این جهان در گذشتند)،پس پیامبرتنها، بشری است که از جانب خداوند مأمور ابلاغ شریعت و پیغام آور می باشد ونه بیش از این ، (افائن مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم ):(آیا اگر او بمیرد یاشهید گردد باز شما به دین جاهلیت خود رجوع خواهید کرد؟)(موت )خارج شدن روح از بدن و بطلان حیات است و (قتل )کشته شدن به سبب عمدی می باشد، می فرماید: در هر صورت اگر پیامبر از دنیا برود، آیا شما مرتد می شویدو به حالت اول خود باز می گردید و از دین خدا روی گردان شده و کافرمی شوید؟، (ومن ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله شیئا و سیجزی الله الشاکرین ):(و هر کس مرتد شود به خدا هیچ ضرری نمی رساند و البته خداجزای نیک به اعمال شکرگزاران عطا خواهد کرد) یعنی هر کس بعد از هدایت ضلالت را برگزیند خداوند از ایمان یا کفر او تأثیری نمی پذیرد، بلکه خود اوضرر می کند،اما کسانی که پایدار بمانند و نعمت خدا را اظهار نموده و شاکرباشند و مانند کافران نعمت خدا را نپوشانند، خداوند جزای ایشان را خواهد داد،اما جزای آنان را به جهت اشعار به عظمت و ارزش آن ذکر نکرده و توضیح نداده است ، یعنی فقط خدا ارزش آن جزا را می داند و قابل بیان ووصف نیست .از سدی نقل شده است که در روز احد در بین مردم شایع شد که رسول خدا(ص )کشته شد و بعضی از اصحاب صخره گفتند:ای کاش کسی را بسوی عبدالله بن ابوسفیان بفرستیم تا برای ما امان بگیرد و گفتند:ای قوم ، محمد کشته شد، پس بسوی قوم خود باز گردید،قبل از آنکه بسوی شما بیایند و شما رابکشند و انس بن نضر گفت : ای مردم اگر محمد کشته شده ، خدای محمد نمرده است ، پس با آنانکه محمد را به قتل رساندند جهاد کنید و گفت : خدایامن از آنچه این مردم می گویند از تو عذر می خواهم و از آنان و سخنانشان بیزاری می جویم و شمشیر کشید و جنگید تا سرانجام کشته شد، و آیه مزبور در این هنگام نازل شد.


2) احزاب، آیه 40: "ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً"
ترجمه آیه: محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزى داناست.
تفسیر آیه (خلاصه تفسیر المیزان):
(ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله وخاتم النبیین وکان الله بکل شی ء علیما): (محمد ص پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی او فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا به هر چیزی داناست ) این آیه در مقام پاسخ مردمی است که به واسطه ازدواج پبامبر ص با همسر زید به ایشان اعتراض کرده اند که چراهمسر پسرخوانده ات را به زنی گرفتی ؟ خداوند می فرماید: رسول گرامی ما پدر هیچ یک از مردان موجود و فعلی شما نیست تا ازدواجش با همسر یکی از شما، ازدواج باهمسر پسرش باشد، یعنی به نحو تکوینی هیچ یک از مردان موجود در زمان نزول آیه از صلب رسولخدا ص متولد نشده اند. پس زید هم پسر صلبی رسولخدا نیست و هیچ یک از آثار پدر و فرزندی میان او و رسولخدا برقرار نیست ، لذا ازدواج آنحضرت باهمسر زید هیچ مانعی ندارد.در ادامه به مسأله خاتمیت پیامبر ص اشاره می کند. (خاتم ) یعنی هر چیزی که با آن مهر می زنند، یعنی نبوت با وجود پیامبر ص مهر و ختم شده و بعد از او دیگر نبوتی نخواهد بود. و گفتیم که (رسول ) یعنی آنکه حامل رسالت خدای تعالی به سوی مردم می باشد و (نبی ) یعنی آنکه حامل خبری از غیب باشد که آن غیب ، دین و حقایق آن است و لازمه اینکه پیامبر خاتم الانبیاء است این است که خاتم رسل نیز باشد، چون رسالت خود یکی از اخبار و انباء غیب است و نبی اعم از رسول است لذا وقتی انباء ازغیب با وجود ایشان خاتمه یافته ، قهرا رسالتی هم بعد از آنحضرت نخواهد بود. به این ترتیب پیامبر اسلام ص خاتم انبیاء و رسولان الهی است و ارتباط آنحضرت با مردم ارتباط از مصدر نبوت و رسالت است ، لذا همه اعمال ایشان به امر خدای سبحان است وخدا هم که به همه چیز داناست پس آنچه برای شما بیان کرده یا بر رسول خود ابلاغ می کند به مقتضای علم اوست .

3) محمد، آیه 2: "وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ".
ترجمه آیه: و آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند و به آنچه بر محمد [ص] نازل آمده گرویده‏اند [که] آن خود حق [و] از جانب پروردگارشان است [خدا نیز] بدیهایشان را زدود و حال [و روز]شان را بهبود بخشید.
تفسیر آیه (خلاصه تفسیر المیزان):
(والذین امنوا وعملوا الصالحات وامنوا بما نزل علی محمد وهو الحق من ربهم کفر عنهم سیئاتهم واصلح بالهم ): (و کسانیکه ایمان آورده و اعمال شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد ص نازل شده و حقی از جانب پروردگارشان است ،ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را محو می کند و شأن آنها را اصلاح می نماید)می فرماید کفار مکه و سایر کفاری که از آنها پیروی کرده و هم خود کافر شدند وهم مانع دیگران شدند و نگذاشتند که آنها ایمان بیاورند، خدا اعمالشان را باطل کرد درنتیجه راهی به مقصد نمی برند. و هیچکس در برابر اعمالشان به آنها پاداش نمی دهد وآنها را نمی پذیرد، درست مانند شتر گم شده ای که صاحبی ندارد تا از آن مراقبت کند.پس ضلالت عمل به معنای بطلان و فساد آن قبل از وصول به نتیجه است .در آیه دوم به توصیف مؤمنان صالح می پردازد که شامل همه مؤمنان می شود و قید(امنوا بما نزل علی محمد) قید احترازی است .می فرماید کسانی که حسن عقیده و حسن عمل را با هم قرین نمایند و به دین حقی که بر رسولخدا ص نازل شده ایمان آورند، خداوند با عفو و مغفرت خود پرده ای برروی گناهانشان می کشد و هم در دنیا و هم در آخرت دلهایشان و امورشان را اصلاح می کند که اصلاح در دنیا بوسیله دین فطری است که کمال سعادت انسان در آن است واصلاح در آخرت بوسیله حسن عاقبت و کمال رستگاری آنها است .

4) فتح، آیه 29: مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا.
ترجمه آیه: محمد [ص] پیامبر خداست و کسانى که با اویند بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند آنان را در رکوع و سجود مى‏بینى فضل و خشنودى خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهره‏هایشان است این صفت ایشان است در تورات و مثل آنها در انجیل چون کشته‏اى است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‏هاى خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهى] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده‏است.
تفسیر آیه (خلاصه تفسیر المیزان):
(محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم تریهم رکعاسجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثرالسجود ذلک مثلهم فی التوریه ومثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطئه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار وعد الله الذین امنوا وعملوا الصالحات منهم مغفره و اجرا عظیما): (محمد ص رسولخدا است و کسانی که با او هستند درمقابل کفار شدید و بی رحم هستند و در میان خود مهربان و دلسوز می باشند، آنهارامی بینی که همواره در رکوع و سجودندو در طلب فضل و رضایت خدا می باشند،علامتشان در چهره هایشان از اثر سجده نمایان است ، این توصیف ایشان در تورات است ، اما وصف آنها در انجیل این است که آنها مانند زراعتی هستند که از شدت برکت پیرامونش جوانه هایی می زند و آن جوانه ها هم ستبر می شود و مستقیم برپای خودمی ایستد، به طوریکه کشاورزان را به تعجب وا می دارد، این به جهت آنست که کفار رابوسیله آنها به خشم آورد، خداوند به کسانی در میان آنها که ایمان آورده و اعمال شایسته بجا آورند وعده آمرزش و اجری عظیم داده است .)
می فرماید محمد ص فرستاده خداست و مؤمنان و کسانی که به او گرویده اند، دوصفت متضاد شدت و رحمت را با هم آمیخته اند یعنی در برابر کفار شدید و بی رحم ودر میان خودشان مهربان و رحیمند و آنها مستمر در نماز و مداوم برآن هستند بطوریکه همواره آنها را در حالت رکوع و سجود می بینی و در طول زندگی در طلب عطیه و ثواب الهی و رضایت خدا هستند و سجده آنها که نشانه تذلل و خشوع آنهاست در چهره آنهااثری گذاشته که آن اثر و سیما نشانه خشوع برای خداست و هرکس ایشان را ببیند آنها رااز این علامت می شناسد.بعضی مفسران این نشانه را اثر خاکی دانسته اند که مؤمنان برپیشانی دارند چون آنها برفرش یا جامه سجده نمی کنند، بلکه فقط برخاک سجده می نمایند. و بعضی دیگر این سیما را نور محل سجده مؤمنان در روز قیامت دانسته اند و آنگاه می فرماید این توضیحاتی که گفتیم اوصاف مؤمنان است که در تورات و انجیل ازآنها نقل شده ولی بعضی مفسران مثل آنها در انجیل را به عبارات بعدی تفسیرنموده اند که می فرماید: مثل آنها مانند زراعت و گیاهی است که از کثرت برکت جوانه هایی هم در پیرامون خود رویانیده و به آنها کمک نموده تا آنها نیز قوی و ضخیم شوند و مستقل روی پای خود بایستند، به گونه ای که کشاورزان از خوبی رشد آن به شگفت درآمده باشند و این کلام اشاره به آنست که خداوند در مؤمنین برکت قرار داده و روز به روز بر نیرو و تعداد آن افزون می شود، تا خداوند به وسیله آنها کفار را به خشم و غیظ درآورد.در ادامه می فرماید کسانی از این مؤمنان که ایمان و عمل صالح را تواما دارا باشند،خداوند به آنها وعده آمرزش و اجر و ثوابی عظیم داده است ، این کلام افاده می کند که مغفرت و اجر عظیم مشروط به حدوث و ایجاد ایمان و بقاء آن بوسیله اعمال صالح می باشد.پس اگر کسانی ظاهرا همراه رسولخدا بوده اند اما در باطن ایمان نداشته و مانندمنافقین ایمان زبانی داشته اند یا ابتدا مؤمن بوده ولی بعدا به شرک و کفر گراییده و مرتدشده باشند، اینها مشمول مغفرت و اجر عظیم نخواهند بود، و همچنین افرادی که ایمان آورده اند اما اعمال صالح انجام نداده اند از حکم این آیه مستثنی هستند.چون خداوند در وصف منافقان می فرماید (ومن اهل المدینه مردوا علی النفاق لاتعلمهم نحن نعلمهم بعضی از اهل مدینه به سوی نفاق گراییدند تو آنها را نمی شناسی ولی ما می شناسیم ) و در وصف مرتدین فرموده (ان الذین ارتدوا علی ادبارهم من بعدما تبین لهم الهدی کسانی که مرتد شدند و به سوی شرک و کفر قبلی خود بازگشتندبعد از آنکه هدایت برایشان آشکار شد...).

[ ۱۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٥:٢٠ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

از داخل حَرَم تو، چقدر آسِمــان به دِلـــــم نزدیکْـــــــــــ‌تـَر اســت!

ای دُومین فــــٰاطمه!

[ ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

ان شالله امروز میخوایم درمورد وضو وآثار اون بنویسیم .اگر فکرمیکنید که با خواندن این مطلب نیتتون تغییر میکنه واز نیت قرب الهی فاصله میگیرید پیشنهاد میدم که این مطلب رو نخونید ولی برای افرادی که در حکمت کارهای خدا شک دارند که مثلا چرا اسلام گفته فلان کارو باید انجام بدیم ؟خوندنش خالی از لطف نیست.

اجازه بدید در ابتدا فلسفه وضو رو از دیدگاه علم پزشکی مورد بررسی قرار بدیم...

پزشکان تحقیق کرده اند که 30درصد اکسیژن از راه پوست جذب شده و گاز کربنیک دفع می شه.لذا شست و شوی پوست بدن خصوصا آنهایی که در معرض هوا و گردوغبار قرار دارند(دست و صورت)موجب می شه تا اعمال حیاتی تعرق و تنفس جلدی به خوبی صورت بگیره و میکروبها و آلودگی ها را از بین ببره واز تجمع میکروبها و انگل ها که موجب بروز بیماریهای جلدی میشه جلوگیری کنه.چون صورت و دست و پاها بیشترین تماس رو با آلودگی ها داره لذا فلسفه عمل وضو وانتخاب این اعضا شاید اشاره به همون جنبه بهداشتی بودن و مراقبت وپاکیزگی هست و جلوگیری از آلودگی..!
جالبه به این مطلب هم توجه کنید...
شیوه انجام وضو نوعی ماساژ و موجب تسریع گردش خون است زیرا که وقتی مقداری آب سرد بر اعضای وضو میریزیم قهرا آن عضو سرد شده وجریان خون باسرعت وشدت بیشتری به سوی آن قسمت حرکت می کنه وبرای حفظ 37درجه حرارت طبیعی بدن وجبران حرارت از دست رفته کلیه اعضای وضو تا به حالت طبیعی خود برگردند دستگاه گردش خون به فعالیت سریع خود مشغول اند.
در تعریف انواع ماساژها چه آنکه با دست یا پارچه یا حوله وروی پوست بدن کشیدن دارای فواید بسیار است.همانطوریکه امروزبا ماساژقلب احیا انجام میشود و بیمار به زندگی بر میگردد و امروزه فواید ماساژزسوئدی(شستن با آب سرد ودست کشیدن بر آن موضع) بسیار اهمیت دارد وتمام اعصاب را به کار می اندازد.
پیامبر فرمودند:
برای فرونشاندن خشم وضو بگیرید.
شستشوی با آب تکرار واستمرار آن در شرع تاکید شده نه تنها خاصیت تمیز کردن داره بلکه آب سرد که اکسیژن بیشتری دارد معالجه قوی ومدافعه موثری علیه میکروبها هست وشاید بتوان گفت حکمت آآنکه سفارش شده که بگذارند آب وضو روی صورت و دست مانده وبه حال خود خشک شود از همین راه باشدو شاید هم برای ازبین رفتن حالت خواب آلودگی وایجاد نشاط.

امام رضا میفرمایند:به علاوه در وضو،ازبین رفتن کسالت و طرد خواب آلودگی و(ایجاد نشاط) است.
این هم حدیث زیباییست...
حضرت علی (ع) میفرمایند:
من وضو گرفتن را در زمستان بیشتر از تابستان دوست دارم.
وقتی این حدیث رو میخونم یاد صحبت پدرم میفتم که همیشه میگن ما جوان بودیم یخ حوض میشکوندیم وضو میگرفتیم..
حالا ما... وقتی میخوایم وضو بگیریم اول آب رو گرم میکنیم بعد وضو میگیریم ویادمون میره که وضو با آب سرد ثواب بیشتری داره.البته این عمل بیشتر برای نماز صبح صدق میکنه مؤدب.
بگذریم...حالا جالب تر از همه این مطالب اینه که چیزی که خدا قرن ها پیش دستور انجام دادنش رو داده به تازگی پزشکان دارن به فوایدش پی میبرن!
پس ما نباید هرچیزی رو که حکمتش رو نمیدونستیم رو زیر سوال ببریم!حتما حکمتی دارد و ما از آن بی خبریم.
یادتون باشه که ما بنده ایم و باید اطاعت کنیم....طبق آیه شریف >اطیعوالله واطیعوالرسول ...

http://bineshan27.parsiblog.com

[ ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

بارها شنیده‌ایم که سیره و منش پیامبر اکرم(ص) برای یک انسان مسلمان حجت است و می‌تواند به آن تأسی کند، منظور از «سیره پیامبر» تمام اعمال، حرکات، سکنات، گفته‌ها و اوصاف نفسانی ایشان است که چون از طریق وحی انجام می‌گیرد، از این رو سنت و سیره آن حضرت حجت است، در نتیجه اطاعت از سنت و سیره اطاعت از خداوند است.

خداوند متعال نیز در قرآن کریم می‌فرماید: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ»(1)، کسی که از پیامبر اطاعت کند، همانا اطاعت خداوند را کرده است، پس بنابراین این دو از هم جدا نخواهند بود، زیرا تمام آنچه را می‌گوید و انجام می‌دهد از ناحیه خداوند است و هرگز از روی هوی و هوس نیست، «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى»(2)، هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید، آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است، «إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحى»(3)، تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.

و چون پیامبر(ص) برای همگان اسوه حسنه است، «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»(4)، پس باید آنچه که رسول خدا برای مردم آورده بگیرند و اجرا کنند و آنچه که از او نهی کرده از آن خودداری کنند.

«ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(5)، آنچه که پیامبر(ص) برای شما آورده بگیرید و آنچه را که از آن نهی کرده از آن خودداری کنید، این آیه سند روشنی برای حجت بودن سنت رسول خدا(ص) است.(6)

*سیره پیامبر(ص) در قرآن

در مورد سیره پیامبر در قرآن بحث گسترده‌ای است، ولی به طور اختصار به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

- دلسوزی نسبت به امت

پیامبر اسلام(ص) آن قدر به مردم دلسوز بود و در صدد هدایت آن‌ها بود که قرآن آن را این گونه بیان می‌فرماید: «فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً»، (7)شاید جان خود را به دنبال آنان، آن گاه که به رسالت تو ایمان نیاوردند از دست بدهی.این نشان از سعی و تلاش پیامبر(ص) اسلام در هدایت امت دارد تا جایی که خود را در پرتگاه هلاکت و نابودی قرار می‌دهد تا مردم را هدایت کند. خداوند در جایی دیگر می‌فرماید: «وَلا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلا تَکُنْ فِی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُونَ»،(8) بر گستاخی کافران غم مخور، از مکر و حیله آنان بر خود فشار مده.

- تطهیر امت اسلامی

یکی از کارهای پیامبر(ص) این است که مطهر امت اسلامی است، چون خود پیامبر(ص) پاک و مطهر است، لذا امت خویش را پاک می‌کند: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِها وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»(9)، از اموال آن‌ها صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‌شان سازی برایشان دعا کن زیرا دعای تو برای آنان آرامش است.

زکات در این آیه به عنوان نمونه است بلکه تمام دستورات اسلامی پاک کننده است و کسی که دستورات اسلام را انجام بدهد به طهارت می‌رسد، در آیه فوق به پیامبر خطاب می‌کند و این جمله «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ» وصف صدقه نیست، زیرا ضمیر «ها» به صدقه بر می‌گردد، پس ضمیر «هم» در تطهیرهم و تزکیهم به صدقه بر نمی‌گردد، با این توصیف معنای آیه این می‌شود که ای پیامبر(ص)!با گرفتن صدقه از اموال مردم، خود مردم را تطهیر و تزکیه می‌کنی.(10)

- رأفت و رحمت پیامبر نسبت به امت

رحمت و رأفت از صفات خداوند است، رسول خدا(ص) مظهر این صفات الهی است وقتی که پیامبر از مردم زکات می‌گیرد، خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید: «وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»، (11)ای پیامبر(ص) برای آن‌ها دعا کن، زیرا تو برای آن‌ها آرامشی.

به همین جهت خود پیامبر(ص) می‌فرماید: «حیوتی خیرة لکم ولی نی خیر لکم»، (12) زندگی من برای شما خیر است مرگ من هم برای شما خیر است.

- صبر و پایداری

خداوند مسئولیت سنگینی بر عهده پیامبر(ص) قرار داد و فرمود: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً»،(13) ما گفتار سنگینی را به تو وحی می‌کنیم، این گفتار سنگین همان رسالت جهانی اوست، انجام این رسالت جز با پایداری و صبر ممکن نیست، لذا خداوند در آیات متعددی پیامبر را دعوت به صبر می‌کند: «وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ»،(14) برای خدا در طریق ابلاغ رسالت بردبار باش.

«فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ»،(15) بنابراین همان گونه که فرمان یافته‌ای استقامت کن، همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌اند، پس از این استفاده می‌شود این سیره پیامبر که همان صبر و استقامت است، وظیفه پیامبر(ص) به تنهایی نیست، بلکه تمام کسانی که از شرک به سوی ایمان باز گشته‌اند باید استقامت کنند.

- خلق عظیم

«وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ»،(16) تو بر خلقی بزرگ هستی، یکی از ویژگی‌های برجسته پیامبر(ص) در قرآن به عنوان خلق عظیم است، «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»،(17) در پرتو رحمت الهی در برابر تندی آن‌ها نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند.

قرآن در جایی دیگر رمز نفوذ در مردم و قیام به وظایف رهبری را این گونه بیان می‌فرماید: «وَلا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»،(18) هرگز بدی و نیکی یکسان نیست، بدی را با نیکی دفع کن تا دشمنان سرسخت مانند دوستان گرم و صمیمی شوند.

- گذشت و عفو

یکی از خصایص رسول خدا(ص) گذشت و عفو بود، هر چه انسانیت انسان قوی‌تر شود، گذشت او بیشتر خواهد شد و چون پیامبر(ص) رحمة للعالمین است و از طرفی هم خدا می‌دانست که پیامبر(ص) اهل چنین خصلتی است، لذا او را امر به عفو و گذشت کرد و فرمود: «فاعف عنهم»، پس از آن‌ها در گذر، پیامبر(ص) آن قدر اهل گذشت بود که حتی از وحشی که قاتل عمویش حمزه بود گذشت کرد، زیرا وقتی که وحشی مسلمان شد، پیامبر(ص) از او سؤال کرد: تو وحشی هستی؟ گفت: بله، فرمود: عمویم حمزه را چگونه کشتی؟ او جریان را برای پیامبر(ص) گفت، پیامبر(ص) گریه کرد و او را بخشید.

- مشورت کردن

مشورت کردن با مردم یک نوع احترام به رأی آن‌ها است، اگر شخصی با کسی مشورت کند، در حقیقت با این کارش به او می‌فهماند که تو دارای معرفت و عقل و درایت هستی که من با تو مشورت می‌کنم و اگر انسانی همچون پیامبر(ص) چنین کاری را انجام دهد، باعث افتخار آن طرف می‌شود، لذا خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید: با مردم مشورت کن، «وَشاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»، به این گونه بود که پیامبر(ص) در جنگ بدر با اصحابش مشورت کرد.

- عبادت

وقتی که آیه «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلِیلاً»، ای جامه به خود پیچیده، شب را جز کمی به پا خیز، بر پیامبر(ص) نازل تمام شب را به عبادت می‌پرداخت تا این که پاهایش متورم شد، لذا خداوند فرمود: «مَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى»؛ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت افتی و همچنین خداوند به پیامبرش فرمود: «فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»، آنچه که برای شما میسر است، قرآن بخوانید، معلوم می‌شود که خداوند به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که به خودش آسان بگیرد.

با اینکه نماز شب که برای دیگران مستحب است، اما بر پیامبر واجب است، «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ»، مقداری از شب را برخیز و نماز بخوان که آن خاص تو است.

 


ادامه مطلب
[ ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

در حدیثی می خوانیم: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.» منظور از این شناخت، چه نوع شناختی است و در شکل گیری باور و رفتار ما چه نقشی دارد؟

1. مراد از شناخت، می تواند شناخت ظاهری و معمولی باشد. از آن جا که پایداری و استواری و کمال دین به وجود امام وابسته است، لازم است امام از نظر قوم و قبیله و ویژگی های دیگر به خوبی شناخته شود.
همچنین این شناخت می تواند شناختی معنوی باشد. در شناخت معنوی نیز شناخت حقیقت وجودی امام، جایگاه و بزرگی مقام و ولایت الهی او، شناخت راه و روش و سیره و اخلاقش و الگو قرار دادن وی در عبودیت و بندگی خدا مورد نظر است.
در این نوع شناخت، به دیدن امام نیازی نیست، بلکه با دلایل عقلی و نقلی می توان نسبت به امام شناخت پیدا کرد. پس اینکه گفته می شود شناخت امامی که از دیده ها پنهان است، ممکن نیست، سخنی بی معناست. چه بسیار افرادی که امامان معصوم علیهم السلام را با چشم خود دیدند و کرامت های آنها را درک کردند، ولی همچنان کافر و گمراه ماندند.

2. شناخت امام در شکل گیری باور و رفتار انسان نقش و اثر فراوانی دارد. این اثرپذیری به چند دلیل است:
الف) بنا بر احادیث بی شمار، معرفت خدا به طور صحیح و کامل، بدون معرفت امام حاصل نمی شود. در روایتی آمده است از حضرت سیدالشهدا علیه السلام پرسیدند:
فَما مَعْرِفَة اللّهِ؟ قال: مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمانٍ إمَامَهُمُ الّذی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طاعتُهُ؛ شناخت خدا چیست؟ حضرت فرمود: «معرفت اهل هر زمانی نسبت به امامشان که اطاعت او برایشان واجب است».1
علامه مجلسی می نویسد:
شاید تفسیر «معرفت خدا» به «معرفت امام»، برای بیان این نکته باشد که معرفت خدا حاصل نمی شود، مگر از راه [شناخت] امام یا برای بیان اینکه انتفاع و استفاده از معرفت خدا به معرفت امام مشروط است.2
ب) یکی از اسباب کمال معرفت، اطاعت از خداست که هر چه شخص عارف بیشتر در میدان عمل حرکت کند و عبادت و اطاعتش افزون تر گردد، شناختش بیشتر می شود و مددهای غیبی بیشتری به او می رسد. شناخت امام نیز این گونه است. هر چه این شناخت بیشتر شود، شوق و رغبت به عبادت و اطاعت الهی در انسان افزون تر می شود، به گونه ای که همه انگیزه های غیرالهی در انسان بی اثر می شود. ازاین رو، چون اطاعت و عبادت خدا و چگونگی آن، بدون دریافت برنامه و راه کار از امام و اطاعت از وی حاصل نمی شود، این مرتبه از معرفت کامل که خود نیز مراتبی دارد، بدون معرفت امام محقق نخواهد شد.
ج) بیشترین سود شناخت خدا و اثر آن، در اعمال انسان ظاهر می شود و از میزان الزام فرد به اطاعت الهی و پیروی و فرمان بری او از آموزه های الهی می توان به معرفتش پی برد و مظهر کامل این معرفت، اطاعت از خلیفة اللّه و امام است که در گرو معرفت خدا است. البته خود معرفت را نیز می توان نوعی اطاعت خدا دانست.

پی نوشتها:
1. بحارالانوار، ج 5، ص 312
2. همان

[ ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

امام رضا(ع) همچون پدران خود از شخصیتی ملکوتی و محبوبیتی فراگیر برخوردار بود و همین امر نیز موجب خشم و وحشت دشمنان و عامل اجرای توطئه‌های بسیار بر ضد ایشان بود که در نهایت به شهادت آن حضرت منجر شد.

چه شعری بر سنگ مرقد امام نوشته شده است؟

تاکنون سه سنگ مرقد بر مزار حضرت رضا ( علیه السلام ) نصب شده که هر کدام ارزش تاریخی خود را دارند. در اینجا به اجمال تاریخچه این سنگ و مفصل از نوشته های سنگ کنونی را برای شما بازگو می کنیم.
قدیمی‌ ترین سنگ مرقد امام رضا(ع) ، سنگ مرمری با ابعاد 40*30 و قطر 6 سانتی‌متر است که در اوایل قرن ششم بر مزار امام ( علیه السلام ) نصب شد . این سنگ از نفایس بسیار ارزشمند موزه آستان قدس رضوی است که از نظر تاریخی و نوع خط آن که کوفی شکسته است ، اهمیت فوق العاده‌ ای دارد . سه کتیبه در حاشیه سنگ و یک کتیبه در سطح محرابی شکل آن نقش بسته است .
دومین سنگ مرقد امام ( علیه السلام ) ، به‌ظاهر سنگی از جنس مونسار ( مرمر سفید آهکی ) است که به‌جای سنگ قبلی بر مزار امام ( علیه السلام ) جای داشته و آگاهی چندانی از چگونگی آن به دست نیامده است .
سومین سنگ مزار حضرت ، سنگی مرمر بسیار ممتاز از معدن توران پشت یزد است . این سنگ به رنگ سبز چمنی با ابعاد 20/2*10/1 و قطر یک متر و وزن 3600 کیلوگرم است که هم‌ زمان با تعویض و نصب ضریح پنجم در سال 1379 هـ .ق در حرم مطهر ، درون ضریح بر مرقد امام ( علیه السلام ) نصب شد .
سنگ پیشین مضجع شریف امام ( علیه السلام ) به لحاظ قدمت و آسیب دیدگی ، همزمان با تعویض و نصب ضریح جدید با حضور مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله خامنه‌ ای ( مدّ ظله العالی ) تعویض و به‌جای آن سنگ جدید با محتوای الهام بخش هنری و آیات الهی بر مضجع نورانی امام ( علیه السلام ) نصب شد .
بر سطح این سنگ جدید ، علاوه بر کلمات مقدس و الهام بخش ، تاریخ ولادت و شهادت امام هشتم ( علیه السلام ) نقش بسته است .

متن کتیبه سطح سنگ جدید مرقد امام رضا ( علیه السلام )

متن زیر بر سطح سنگ جدید مرقد امام رضا ( علیه السلام ) حک شده است :
«هذا هو المرقد الشریف للامام التقی النقی الصدیق الشهید ، وارث الانبیاء والمرسلین ، ثامن الائمه المعصومین من اهل بیت رسول رب العالمین ، حجه الله علی الخلق اجمعین ، سیدنا و مولانا ابی الحسن الرضا علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین .
ولد بالمدینه فی الحادی عشر من ذی القعده عام 148 و استشهد بطوس فی آخر صفر سنه 203 من الهجره النبویه و قد جدّد هذا المضجع المطهر عام 1418 هـ .ق »

ترجمه متن کتیبه :
«این مرقد شریف امام پرهیزگار ، پاک ، راستگو ، شهید و وارث پیامبران و فرستادگان پروردگار ، هشتمین فرد از امامان معصوم اهل بیت پیامبر خدای جهانیان ، حجت خدا بر تمام موجودات عالم ، آقا و مولای ما ابوالحسن رضا ، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) ، که سلام و درود خداوند بر تمام آنان باد .
در روز 11 ذی العقده سال 148 هـ .ق در مدینه متولد و در آخر ماه صفر سال 203 از هجرت پیامبر ، در شهر توس شهید شد و این مرقد مطهر در سال 1418 هـ .ق بازسازی شد . »
و نیز دو بیت زیر از اشعاری که حضرت به قصیده دعبل ملحق فرموده‌ اند، بر آن حک شده :
و قبر بطوس یا لها من مصیبه * الحت علی الاحشاء بالزّفرات الی الحشر حتی یبعث الله قائماً * یفرّجُ عنا الغمّ و الکربات
( قبری در طوس است ، چه عجب مصیبتی است ، مصیبت آن با ناله ‌‌های دردناک ، آتش حسرت را تا روز قیامت در درون می ‌افروزد تا اینکه خداوند قائمی را برانگیزد و اندوه و سختی‌‌ ها را از ما برطرف سازد . )
علاوه بر این ، آیاتی از کلام الله مجید نیز زینت ‌بخش سنگ شده است :
بالای سر مبارک : یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی
پیش روی مبارک : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیراً
پشت سر مبارک : سلام علی آل یاسین انا کذالک نجزی المحسنین انه من عبادنا المؤمنین
پایین پای مبارک : یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم
زیر خط ‌‌های کتیبه نوشته شده است :
سلام علی آل طه و یس * سلام علی آل خیر النبیین
سلام علی روضه حل فیها * امام یباهی به الملک و الدین

[ ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

هنگامی که وقت نماز داخل می شود، بدان که این میقاتی است که خدای تعالی برای تو قرار داده است. تا به خدمتش برخاسته و برای خواهش از محضر او و رستگاری با اطاعتش آمادگی پیدا کنی.
پس شایسته است، هنگام رسیدن وقت نماز، شادی بر قلبت غلبه کند  و بهجت در چهره ات هویدا گردد؛
زیرا همین وقت است که سبب نزدیکی تو به خدا و وسیله رستگاری می باشد. 
بنابر این همان طور که برای ورود سلطانی خود را آماده می کنی، 
با طهارت و نظافت و پوشیدن لباسهای شایسته مناجات، خود را برای رسیدنش آماده کن و با این وقت شریف، 
با وقار،سکینه و خوف و رجا برخورد کن و عظمت حضرت خالق و نقصان و ناچیزی خود را به یاد داشته باش...

عکس از : سید صادق میرپادیاب

[ ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

با همه لحظه خوش آواییم / در به در کوچه ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر / نغمه ی تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی / محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ی ما می شدی / مایه ی آسایه ی ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود / یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد / سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت / شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است / نامه ی تو خط امان من است

ای نگهت خاستگه آفتاب / بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم / تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مدد کار ما / کی و کجا وعده ی دیدار ما  

شعر از: محمدرضا آغاسی

[ ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

حضرت آیت الله بهجت درباره عظمت و جایگاه قرآن کریم فرمودند:
«جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آن ها اهمیت داده میشود و سخنرانی هایشان ضبط میشود، اما قرآن که در دست ماست، این طور نزد ما ارزش ندارد، همه می دانیم که درباره ی قرآن مقصریم... 

توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن، برای نجات عموم مردم، چه رسد به خواص ؛ مفید است... کسی این مطلب را که قرآن، تبیان لکل شیء [بیانگر همه چیز] است دنبال کند، عجایب و غرایب می بیند.»

جرعه وصال - ص101

[ ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

در داستان جالبى از حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخشترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ 

بعضى گفتند آیه"ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء"(خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه ۴۸ 

امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه "و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه ۱۱۰

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست . بعضى دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من که دراثر گناه،بر خویشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت خدا همه گناهان را می آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه۵۳ 

امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله"(پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد)
سوره آل عمران آیه۱۳۵

باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود: 
امید بخشترین آیه قرآن این آیه است 
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین"
سوره هود آیه ۱۱۴ 

و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار زیرا خوبیها بدیها را از میان مىبرد این براى پندگیرندگان پندى است

و فرمود: اى على! آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که برمی خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش می ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا می شود از نمازش کنار نمی رود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمی ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش میکند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.
بعد فرمود: یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.

عکس از: امیر عطایی

[ ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

 إِنَّ الله لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ...

همانا خداوند بر هیچ گروهی آنچه را دارند ( از نعمت و رفاه یا بلا و سختی ) تغییر نمی دهد تا آنکه آنان آنچه را در خود دارند ( از ایمان و کفر یا طاعت و فسق ) تغییر دهند ...

سوره رعد آیه 11

این نعمت بزرگ الهی ( انقلاب اسلامی ) را ارزان از دست ندهید . امام خمینی(ره) 

[ ۱۱ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلًا

منافقان با خدا نیرنگ مى‏کنند و حال آنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد و چون به نماز برخیزند با اکراه و کاهلی برخیزند و برای خودنمایی نماز کنند و در نماز جز اندکی خدا را یاد نکنند..

سوره نساء/  آیه :142  

عکس از : علیرضا یونسی

[ ۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱٥ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 مانند مرده ای متحرک شدم؛ بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

 می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت 

دنیا که هیچ؛ جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

 بعد از تو هیــچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشت

 تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده، که این جمعه هم گذشت...

 مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

 شاعر: سید حمیدرضا برقعی

[ ٥ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

نماز که پایان یافت ، باید نشست و دعا خواند و ذکر گفت و خدا را ستایش کرد و از او حاجت خواست و حالت معنوى نماز و صورت زیباى عبادت و بندگى را، تا مدتى پس از اتمام نماز، نگه داشت . استمرار بخشیدن به حالت نماز و خواندن دعاهاى مستحب ، ((تعقیب )) نماز است .
تعقیبات ، نوعى بدرقه نماز است . همانگونه که اذان و اقامه نوعى استقبال از نماز است .
مهمانى حق میزبان را ادا مى کند که قبل از طعام و پس از آن نیز با صاحبخانه ، گفت و گو و احوالپرسى و حضور در محضر داشته باشد. و گرنه آنکه خود را به سر سفره برساند و همین که خورد، فوراًو بى خداحافظى و بى تشکّر، برخاسته و میزبان را ترک کند، بى ادبى کرده است .
نماز، فریضه اى الهى است . ولى پیش از نماز، در مسجد و مصلاّ به انتظار آن نشستن ، اذان و اقامه گفتن ، ذکرها و دعاهاى مستحب پیش از نماز را خواندن ، به استقبال نماز رفتن است . و تعقیبات هم ، بدرقه آن محسوب مى شود. بى اعتنایى به تعقیبات ، بى علاقگى به نماز را مى رساند.

عکس از: توحید هاشم خانی

[ ٤ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]

حجاب فطری است، پس...

عده ای می گویند اگر حجاب فطری است، چرا همیشه عده ای از احکام آن شانه خالی می کنند؟

در پاسخ باید گفت: این مسئله به حجاب اختصاص ندارد؛ همیشه عده ای در برابر فطرت خود این طور عمل کرده اند. علاوه بر این بسترهای اجتماعی نیز در روی آوردن و عمل نکردن انسان ها به احکام الهی نقش دارند. اگر برای یک مسئله فطری بستر سازی مثبت  نشود، و تنفر عمومی نسبت به آن ایجاد شود، افراد بسیاری ار فطرت اولیه خود دور می شوند. امروزه مشاهده می کنیم که گاهی امور بدیهی با تبلیغات و بسترهای اجتماعی مورد تشکیک قرار می گیرند.

هم رنگ جماعت شو...

برخی در توجیه بدحجابی خود می گویند: مجبوری هم رنگ جماعت شوی... وال‍ّا مردم می گویند...

انسان موظف است با تکیه بر علم و عقل، دیده ها را بسنجد و این از امتیازهای ویژه انسانی است. حضرت علی (ع) می فرمایند:

لا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ فَإِنَّ النَّاسَ قَدِ اجْتَمَعُوا عَلَى مَائِدَةٍ شِبَعُهَا قَصِیرٌ وَ جُوعُهَا طَوِیلٌ

در راه راست از اینکه در اقلیت هستید، نهراسید؛ زیرا بیشتر مردم بر گرد سفره ای جمع شدند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است. { نهج البلاغه، خطبه 201 }

انسان باید بر تکیه بر خرد و اندیشه و شخصیت خود زندگی کند و نباید به صرف پسند اکثریت، با پدیده ها همراه شود، زیرا در این گونه تقلید ها، شعور و اراده و انتخاب و قضاوت خوب و بد تعطیل می شود.

گمان و تصور...

چه بسیار دخترانی که به سبب شوق و دست یابی به نشانه های مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی دچار می شوند. گمان و تصور چنین دخترانی آن است که زندگی و آینده ی  آنها به اندازه ی بینی یا خمیدگی آن بستگی دارد، تا آنجا که حتی یک میلی  متر کوتاهی مژه نیز می تواند به یک مسئله جدی و بحرانی در زندگی تبدیل شود.

استاد شهید مطهری می گوید: « با توجّه به اینکه روح بشر فوق العاده تحریک‏ پذیر است، اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیرى روح بشر محدود به حدّ خاصى است و از آن پس آرام مى‏‌گیرد. هیچ فردى از تصاحب زیبارویان و هیچ زنى از متوجّه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالأخره هیچ دلى از هوس، سیر نمى‌‏شود. تقاضاى نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنى است و همیشه مقرون به نوعى احساس محرومیّت، دست نیافتن به آرزوها و به نوبه خود منجر به اختلالات روحى و بیماریهاى روانى مى‌‏گردد که امروزه در دنیاى غرب بسیار به چشم مى‏خورد. »

پوشیدگی عامل تحریک نیست...

اغلب زنان به اشتباه، مفهوم حجاب را فقط پوشش اندام می دانند و بی حجاب را کسی می شناسند که پوشیدگی اندامش کامل نیست. در حالی که چه با حجابانی که نظر بیگانه را بیشتر از کم حجابان به خود جلب می کنند. آنها از این نکته غافلند که حجاب  مجموعه ای از رفتارهاست که پوشش صحیح، نخستین مرحله آن است و نه همه آن. بنابراین هیچ طرز پوششی کامل شناخته نمی شود مگر مجموعه ی رفتارهای فرد انضباط یابد. شکی نیست که گاه پوشیدگی نیز مانند برهنگی تحریک آمیز است. لباسی که برجستگی اندام را نپوشاند و زیبایی آن را دو چندان کند، وسیله خودارایی است نه عامل پاکدامنی.

حجاب اسلامی فقط پارچه ای نیست که اندام را بپوشاند. وسیله ای است برای پاکیزه ماندن زن و جامعه ی او و مانعی برای جلوگیری از خطرهایی که از انسان به دیگری می رسد یا از دیگری به انسان. بنابراین اگر بانویی پوشش خود را وسیله تحریک یا سرپوشی برای رفتار زشت قرار دهد (در حال پوشیدگی، با رفتار و گفتارش زمینه تهییج و جلب توجه اشخاص را فراهم آورد) نباید وی را ‘با حجاب’ دانست.

بی حجای بی حیایی نیست...

گاه عده ای می گویند: عفاف غیر از حجاب است، چنین نیست که اگر زنی با حجاب نباشد، عفیف هم نباشد.

در پاسخ باید گفت: عفاف حالت درونی است و حجاب به ظاهر و شکل برمی گردد. و تفاوت آن دو، تفاوت ظاهر و باطن است و نیز می پذیریم که ممکن است افرادی عفیف و پاکدامن باشند اما حجاب را به گونه ای که مورد توصیه شرع است دارا نباشند، ولی به این امر نیز باید توجه کرد که این جدایی تا کجا می تواند ادامه یابد؟ از آن گذشته اگر زنان بدون حجاب، عفیف و پاک هستند، آیا مردان نیز چنین اند؟ و هوس بازی نمی کنند و از هرزگی دست بر می دارند؟ حجاب  زن و مرد تدبیری است برای سلامت جامعه ی انسانی و در قانون گذاری باید این کلیت منظور گردد. از سوی دیگر مگر می توان رابطه بین ظاهر و باطن را نادیده انگاشت؟ ظاهر هم نشانه باطن است؛ چرا که "رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون". متانت در سلوک و رفتار ظاهری و سنگینی در انتخاب لباس و پوشش از عفاف درونی خبر می دهد. و نیز ظاهر بر باطن افراد تاثیر می گذارد. مگر چنین نیست که نام افراد در شخصیت درونی آنها اثر می گذارد؟ همین گونه است پوشش و نوع لباس آدمی. مسئله تاثیر ظاهر بر باطن هم مورد تایید اسلام است و هم دانش روان شناسی بر آن تاکید دارد.

[ ٤ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ کانون اقامه نماز طه ] [ گواه () ]
نقل خبر و مطلب از وبلاگ،‌ با درج نام وبلاگ کانون اقامه نماز "طه" بلامانع است
لینک دوستان
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ایجاد خبرنامه ایمیلی